بزرگترین وب عاشقانه آی لاو - مطالب ارسال شده توسط admin

دانلود آهنگ حمید هیراد به نام دلربا
تعداد بازديد : 5

دانلود آهنگ جدید حمید هیراد به نام دلربا


Hamid Hiraad - Delroba


+ متن ترانه دلربا از حمید هیراد


ای جان عجب قد بلندی داره یارم / ای جان چه گیسوی کمندی داره یارم

ای جان که این دل / میره واسش این دل میره واسش


دانلود آهنگ میثم ابراهیمی به نام کوچه سرد
تعداد بازديد : 5

دانلود آهنگ میثم ابراهیمی به نام کوچه سرد

دانلود آهنگ جدید میثم ابراهیمی به نام کوچه سرد


Meysam Ebrahimi - Kooche Sard


ترانه و موزیک : نیما معین ؛ تنظیم : علی بیات


+ متن ترانه کوچه سرد از میثم ابراهیمی


داره برگا میریزه زمین / سرده هوا بارونه ببین

کوشی چرا زنگ میزنم گوشیت خاموشی / داره مهمون من میشه درد



دانلود رایگان عکسهای پروفایل(دخترانه)+پیش نمایش
تعداد بازديد : 8

سری جدید عکسهای پروفایل دخترانه+پیش نمایش


عکسهای با کیفیت پروفایل(دخترانه)

بدون تگ تبلیغاتی

تعداد:35

نوع فایل:ZIP


دانلود رایگان رمان ترسناک شیاطین مشرور
تعداد بازديد : 5

دانلود رایگان رمان ترسناک شیاطین مشرور 


پیشـ گفتـار:

رمان در دو فصل در یک فایل ادغام شده…

فصل اول: شیاطین مشرور

فصل دوم: غوغای ستاره‌گان.

من از بدو آغاز این داستان، از کلیه‌ی پرسنل و مدیریت انجمن رمان‌های عاشقانه نهایت تشکر رو دارم.

ارادتمند/شکیبا پشتیبان

خلاصه: 

یه رمان #متفاوت و باب میل شما.

و نویسنده این بار برای اولین بار با ژانر #ترسناک شروع به فعالیت کرد.

من خود مار گزیده‌ام، تو مرا از ریسمان سیاه و سفید نترسان.

من خود رنج‌ها بسیار کشیده‌ام، تو مرا نمک نپاشان.

من خود طعمه به دست گرگ می‌سپارم، تو مرا طعمه به دست گرگ نفرمان.

شیاطین در درگاه منتظرند، چون شراره‌ها شعله می‌کشند، آتش بر پا می‌کنند، می‌سوزانند، خاکستر می‌کنند. نابود می‌کنند و در آخر آیا خودشان نابود می‌شوند؟ ببینیم دست تقدیر سرنوشت چه بر راه افراد بی‌گناه‌مان قرار می‌دهد؟

خوشحالی ته دلی یعنی هر روزت پر از درد و رنجش باشد، ولی در آخر بدانی که تمام می‌شود و شود، حالت عالی است.

✔ رمان بر اساس واقعیت و از زندگی افراد جامعه نوشته می‌شه. ولی من در جای جای اون‌ها از تخیل هم به کار می‌برم.✔

نکته: ⇦ توصیه می‌شود کسانی که می‌ترسند نخونند و این رمان به افراد زیر ۱۸ سال توصیه نمی‌شود. ⇨


کته: ⇦ رمان در دو فصل ارائه شده و هر دو فصل با دو نام متفاوت در یک فایل ادغام شده.

فصل اول: شیاطین مشرور

فصل دوم: غوغای ستاره‌گان

همه چیز از یک انتقام شروع میشه وقتی که همه توی اوج خوشی زندگی میکنن روح و جن همه جا دنبالشون میکنن. یک مرد شیطان صفت به نام سامان که به خاطر


انتقام از یک دعا نویس به نام نادر خودش رو به جن و یک شیطان تبدیل میکنه تا اطرافیانی که برای نادر عزیز هستند رو اذیت کنه از این رو اتفاقاتی هیجانی و عجیب و غریب میفته که…

ژانر: ترسناک _ عاشقانه _ واقعی _ اجتماعی _ با مایه‌هایی درونی از تخیل.


شکیبا پشتیبان


مقدمه:

چــــــــــو آتش در دل خاک.

چـون روزنه زند در دل افلاک.

چـون شعله کشد اسـفناک.

چـــــون شراره‌های آتشین…

رستاخیز شود خطـــــرناک.

شیاطین در درگهِ آتش چو آتشفشان…

گذر می‌کنند در دل خاک و ز افلاک.


شیاطین مشرور.


قسمتی از رمان

راوی: علی جوادی

سلام من علی هستم بیست و یک سال دارم و دانشجوی برق هستم و شاغلم.

تنها زندگی می‌کنم و پدر و مادری ندارم. دلم نمی‌خواد خاطره‌ها رو زنده کنم. ولی یه چیزهایی هست که هنوز اون گوشه موشه‌های دلم جا خوش کرده. در ضمن من ساکن کرج هستم. یه خاطره‌ای براتون تعریف می‌کنم مال چند سال پیش هست.

ما، یعنی چند سال پیش من و مامانم و بابام، رفته بودیم بانه برای خرید بعد اتفاقی تو یه پاساژ یکی از فامیلای بابام و دیدیم بعد با یه عالمه اصرار رفتیم خونه فامیل بابام…

ساعت یک بود که بابام گفت:

– من می‌رم بخوابم شب همه‌تون خوش.

بعد هم رفت، ما هم با تو پذیرایی نشسته بودیم تلویزیون می‌دیدیم. زن‌ها هم اون ور داشتن باهم صحبت می‌کردن چایی می‌خوردن.

اون خونه فامیل‌مون که امشب باید اونجا می‌گذروندیم خیلی وحشتناک بود دستشویی هم بیرون بود تو حیاط باید یه پنجاه متر می‌رفتی و هلاک می‌شدی تا می‌رسیدی به د س ت ش و یی .

خلاصه خونه خیلی بزرگ بود. پنج تا اتاق خواب پذیرایی دویست و بیست متر و.

بعد یهویی بابام اومد بیرون با یه قیافه وحشت زده به (کامران) پسر صاحب خونه همون فامیل‌مون کشید این ور بهش یه چیزایی گفت منم رفتم جلو ببینم چی گفته!

بابام می‌گفت:......

نام کتاب:شیاطین مشرور 

نوع کتاب :PDF

تعداد صفحات:189

دانلود رایگان رمان منو اذیت نکن
تعداد بازديد : 10

دانلود رایگان رمان منو اذیت نکن


نام کتاب: منو اذیت نکن


نوع کتاب:PDF


تعداد صفحه: 230

توجه:این داستان بر مبنای حقیقت است و تمامی اسامی نام برده(بجز اسم نویسنده)مستعار است


خلاصه:

نیاز دارم مدتی نباشم ؛

سفر کنم به جایی ک هیچ کسی را نشناسم ،

به جایی ک هیچ کسی مرا نشناسد …

دور باشم و رها

سبُک باشم‌ و آزاد …

آدم هایی را ببینم ، ک هیچ تصور بدی از آنها ندارم ،

مسیرهایی را بروم ، ک تا به حال نرفته ام ،

عطرهایی را بزنم ، ک تا به حال نزده ام ،

و لباس هایی را بپوشم ، ک تا به حال نپوشیده ام …

در مکان هایی بنشینم ، ک هیچ خاطره ای را برایم زنده نمی کنند ،

موسیقی هایی گوش کنم ، ک مرا یادِ کسی نمی اندازند ،

و نوشیدنی هایی بنوشم ، ک مرا بیخیال تر از همیشه کنند …

نه به کسی فکر کنم ،

نه نگرانِ چیزی باشم ،

نه از پیشامدِ پیش نیامده ای بترسم !

من نیاز دارم مدتی در خنثی ترین حالتِ ممکن باشم …

قسمتی از رمان

این داستان زندگی دختری بنام آسو رو توسط دختری بنام نیلوفر به نمایش میزاره،زندگی و سرنوشت تلخ دختری که تو سن دوازده سالگی درحالیکه رنج زیادی از پدر و مادر ناتنی اش میکشید،مجبور به ازدواج شد.چالش ها و اتفاقات تلخ زیادی در زندگی زناشویی دختر غصه ما اتفاق می افته و تا پایان رمان همراه باشید و ببینید عاقبت انسان های پست و پلید که با دل سیاه انسان هارو آزار میدن چگونه خواهد بود….و آیا آسو میتونه از پس این مشکلات بربیاد یا زندگی اونو از پا درمیاره


به نام خدا


با ذوق و شوق در حالیکه سینی چایی دستم بود به سمت مامان رفتم.مامان لیوانی برداشت و تشکر کرد.

کنارش نشستم و با نیشی گشاد گفتم

-خب تعریف کن

مامان خودشو به ندونستن زد و درحالیکه با ارامش چاییشو مزه مزه میکرد گف

-چیو؟

اعصابم از اینهمه بی خیالیش خورد شد دوست داشتم سریع بفهمم موضوع اون دختره که مامان و سهراب داشتن با هیجان به هم تعریف میکردن چی بود .

کلافه دستی تو موهام کشیدم و بمامان گفتم

-همون دختره دیگ چی بود اسمش؟…اهان…آسو.

مامان لیوانشو تو سینی گذاشت و رو به من گفت

-حالا چرا گیر دادی به اون؟

با هیجان خودمو بیشتر سمتش کشیدم و گفتم

-اونجور که سهراب با آب و تاب تعریف میکرد و میگفت دوتاعموهام عاشقش بودن و سرش باهم اختلاف داشتن و اونجور که تو میگفتی زندگیش خیلی عجیب و سخت بود خب ادم وسوسه میشه دیگ.

مامان همچنان بی تفاوت نگاهم میکرد خودمو مظلوم کردم و لبامو جلو اوردم ، سرمو کج کردم و گفتم

-تعریف کن دیگ لطفااااا.

دانلود رمان شوهر تحمیلی
تعداد بازديد : 27

دانلود رمان شوهر تحمیلی


نام کتاب: شوهر تحمیلی

نوع کتاب:PDF

تعداد صفحه: 210

قسمتی از رمان

هنوز چند دقیقه از بهوش آمدن من نگذشته بود که بابا وارد اتاق شد و با چشای برزخی نگام کرد و بعدش با صدایی که عصبانیتش معلوم بود به من گفت :دختره خیره سر مگه من به تو نگفته بودم که گریه نکن ددد دختره ی نفهم می دونی اگه اون پسره بفهمه که بیماری تنفسی داری قیمتت میاد پایین اونوقت من می دونم و تو می دونی که چی کار میکنم …


و بعدش بدون اهمیت به اینکه من در چه حالیم از اتاق خارج شد و من موندم تنها و به این فکر کردم که من مگه چیکار کردم که زندگیم اینطوری شد اصلا چرا بابا مامانم باید از من بدشون بیاد


و این موضوع برام مجهول بود و بار ها به این فک کردم که شاید اونا بابا مامان واقعی من نیستن برا همین دور از چشم اونا چند تا از موهای بابا رو برداشتم و به ازمایشگاه بردم ولی جوابش مثبت بود و این نشان دهنده‌ی این بود که من بچشون هستم …


اما هنوزم که هنوزه نمی دونم که که چرا مامان و بابام مهدیه رو بیشتر از من دوست دارن ….


تو فکر بودم که مامان آومد تو اتاق و با دیدن من اخماشو تو هم کرد و با لحن تندی گفت :اوی برام آبغوره نگیر حوصله ندارم زود بلند شو برو دست و صورتتو بشور بیا این لباسا رو بپوش


بعدش هم بدون توجه به من از اتاق خارج شد و من موندم و تنهاییام

دانلود رایگان رمان برج زهرمار و دختر شیطون بلا
تعداد بازديد : 15

دانلود رایگان رمان برج زهرمار و دختر شیطون بلا


نام کتاب: برج زهرمار و دختر شیطون بلا

نوع کتاب:PDF

تعداد صفحه: 350

قسمتی از رمان

برای آخرین بار خودمو توی آیینه نگاه میکنم

پسری قد بلند با موهای مشکی که به راحتی حالت میگرفتن چشمای آبی پررنگ خیره کننده بامژه های نسبتا بلند مشکی هیکلی پر و ورزشکاری که برای به دست آوردنش تلاش زیادی کرده بودم

به خودم نگاه می کنم خیلی وقت بود خوده واقعیمو فراموش کرده بودمو توی این شخصیت فرو رفته بودم دیگه چیزی از اون آرسام نه سال پیش باقی نمونده بود کلا اون ارسام مرده بودو ارسام دیگه ای به جاش متولد شده بود شهرت و مقام و جایگاهم و اضافه کنم ثروتم خیلی بالاتر از قبل رفته بود غرورم جای شیطنتام جدی بودنم جای مزه پرونیهام و سرد و خشک بودنم جای محبت کردن به اطرافیانم نشسته بودو مبانی تمامیه این اتفاقات دختری بود به اسم آرمیتا

حتی با فکر کردن بهش و به یاد اوردنه یاد و اسمه کثیفش حالم بد میشد اما چاره چی بود جزئی از خاطرات گذشته ام بود

با خیانتی که بهم کرد باعث شد که اعتمادم نسبت به همه دخترها شکسته بشه و از همشون متنفر بشم این حس تنفرم با دیدنه دخترهایی که اطرافمن و سعی دارن باهام باشن یا آویزونن افزونو افزون تر میشه

دانلود رایگان رمان قمار آرزوها
تعداد بازديد : 38

دانلود رایگان  رمان قمار آرزوها



نام کتاب: قمار آرزوها

نوع کتاب:PDF

تعداد صفحه: 110

خلاصه داستان

در این داستان می خوانیم، سرگذشت دختری را که وسیله معامله پدرش می شود واورا، آرزوهایش وعشقش را نادیده می گیرند.اون دخترک، دلش می شکندونجابتش راقمار می کنند.پدرش، تن وروح دختر را می فروشد به اهریمن صفتی که خود را از دام بلا برهاند. نیستی وتباهی مادر وبرادر آن دخترک بی نوا از دست کارهای بد وتوهین آمیز پدرشان، کافر آبادی بی انتهاست وزجری جگر سوز.

برای فروش مواد، برادر دخترک قربانی می شود واو از داشتن برادر وبعد مادر که پر پر می شود از داغ فرزندش محروم می کند. از عشقش، عشق خواستنی اش دور می ماند. بی حرمتی، ضرب وشتم، توهین وتحقیر، تن دادن به هر کاری می شود ارمغان زندگی اجباری اولیه وبعدها

دانلود داستان چاقو کش
تعداد بازديد : 19

دانلود رمان چاقو کش

نام کتاب: چاقو کش
نوع کتاب:PDF
تعداد صفحات: 84
یه دختری که مدت هاست کارشو کنار گذاشته اما یه اجبار اونو دوباره سمت کار سابقش میکشونه دزدی… و دو نفر که مدتها از هم جدا بودنو به بهانه ی یه دزدی دو باره همدیگرو میبینن ما هر کدام از هم جدا هر کداممان از یک نقطه دنیا با سرنوشت به هم وصل شدیم و باعث وصل شدیم…

صورتمو آب زدم تا یکم از آتیشم کم بشه. آروم باش. آروووم. این دفعه نه. این دفعه ازدواج کن فقط به خاطر آوا. جون آوا مهمه مگه نه؟ دستامو تکون دادم تا آبشون خشک شه بعد از دستشویی بیرون اومدم و به مامانم نگاه کردم که کنار طوبی نشسته بود و طوبی مخشو کار گرفته بود. کمال به فضای خالی کنارش رو مبل اشاره کرد. مجبوری نشستم پیشش که گفت–کم پیدایی خانم؟

بعد بلند شد و دستمو گرفت و رو به مامان گفت–ستاره خانم ما میریم استراحت کنیم. شماهم شب بمونید.

بعد بدون این که منتظر یک کلمه باشه دستمو کشید و منو برد بالا. لحظه ی آخر صدای زمزمه ی آوا رو شنیدم که گفت–فقط به خاطر منه.

نه به خاطر اون نبود. به خاطر خودم بود. من نمیتونم یه بار دیگه یکی دیگه ارو از دست بدم. پروا کافی بود. اون رفت. من تمام تلاشمو میکنم تا این یکی نره.

کمال منو برد تو اتاق و درو بست. وای خدا  گفت–تو چرا از صبح انقدر رنگ و روت پریده؟

لبخند اجباری زدم و گفتم–به خاطر آواس. این روزا درگیر کاراشم. پول مهریه ارو که ازت گرفتم میبرمش برای عمل.

کمال نیشخندی زد و گفت–فکرای باطل نکن.

دانلود رمان شش برادر
تعداد بازديد : 58

دانلود رمان شش برادر



نام کتاب : شیش برادر

نوع کتاب: PDF

تعداد صفحات:359

*ماهان*


با اشاره دست به نوید گفتم که در حالت اماده باش قرار بگیره. نگاهی به دور و اطراف انداختم، حواس هیچ کس به سمت ما نبود. خم شدم پشت بقیه به ارامی ترقه ای بیرون کشیدم. سرم بلند کردم که نوید علامت داد الان بهترین موقع هست. فندک ازش گرفتم که سعید سریع و خیلی اروم گفت :«نوید سیگار می کشی؟ ».یکی توی سرش زد و گفت :«نه باهاش اثار هنری خلق می کنم»بیخیال جنگ و جدال اون دو نفر شدم ترقه و روشن کردم سریع زیر پای ردیف اول انداختم. همین که ترکید کلاس روی هوا رفت. محمدی و دیدم که می خواست از کلاس بیرون بره.

_یا امام چی شده؟ موشک زدند؟ .

از روی زمین به زحمت بلند شدم دستی به پشت لباس ام کشیدم گفتم :«نه داداش ار پی جی بود تو به درس توجه کن حواحواس خودت و واسه این مسائل جزئی پرت نکن».معلم اقای میرزایی نگاهی بهم انداخت و همراه با داد گفت :«ماهان این بار چند ام هست که داری نظم کلاس و بهم می ریزی».صدام و صاف کردم . نگاهی به بچه ها انداختم که اروم نشسته بودند. می خواستم توضیح بدم که عصبی سمت در اشاره کرد و گفت :«همین الان می ری دفتر و میگی که چند بار هست داری این کار و انجام می دی ».چشمی گفتم از کلاس خارج شدم. مثل شیر که سلطان جنگ باشه سمت شکارگاه رفتم. تقه اب به در زدم که صدای مسعودی معاون اومد. همین یکی و کم داشتم. تا در باز کردم دیدم مثل همیشه پا روی پا انداخته نشسته..........

دانلود آهنگ سامان جلیلی به نام نشد که نشد
تعداد بازديد : 23

سامان جلیلی نشد که نشد
دانلود آهنگ جدید سامان جلیلی به نام نشد که نشد

Saman Jalili - Nashod Ke Nashod

ترانه و موزیک : سامان جلیلی ؛ تنظیم : میثم اکبری

+ متن ترانه نشد که نشد از سامان جلیلی

وقتی که تنهایی / تصمیم میگیری
این اشتباست عشقم / راهی که تو میری


دانلود رمان انتقام
تعداد بازديد : 18

دانلود رمان انتقام



نام کتاب: انتقام

نوع کتاب:pdf

تعداد صفحات: 357


قسمتی از رمان

دوباره بوی خاطرات گذشته مشامم را قلقلک داد و مرا به دوباره گشودن دفتر خاطرات گذشته ناچار کرد. با زدن اولین ورق، همه ی زندگی گذشته ام مثل نوار فیلم در مقابل چشم هایم ظاهر شد و من به خوبی می دانستم که با گذشت آن روزها چقدر درد می کشیدم و تلاش می کردم به بی گناهی کسی که او را بیشتراز خودم دوست داشتم و مثل چشم هایم به او اعتماد کرده بودم. چقدر جنگیدم تا به اینجایی که هستم برسم اما به خوبی فهمیدم اراده ی و خواسته ی انسان دست خود اوست و کسی در این دنیا نمیتواند به اجبار کاری را انجام دهد که به آن میل و علاقه ی ندارد. من جنگیدم برای عزیزترین کس زندگی،

برای کسی که شب تا صبح سرم را در آغوش می گرفت و مرا با حرف های آرامبخش وشیرینش تسلا می داد. کسی که اسم خواهر ورد زبانش بود، اما بعد از فهمیدن کل ماجرا فهمیدم که از او یک


آهنگ پانتومیم محسن ابراهیم زاده
تعداد بازديد : 29

دانلود آهنگ محسن ابراهیم زاده پانتومیم
یه زخمی زدی که موند ردش ترکش کردی و بعد ترکش
 
نشست به قلبش و بعدش دیگه نشد که بشم اون آدم قبلش
 

/ ترانه : آتوسا کلانتری / موزیک : عماد طغرایی / تنظیم : محسن افراسیابی و سامان طیبی /

رمان لپ های صورتی
تعداد بازديد : 33

رمان لپ های صورتی


انقدر بامزه بودی که هنوزم میونِ اشکام به صورتت لبخند می زنم و فکر میکنم خدا چقدر موقع خلق کردن نازت رو کشیده!
من انقدر چشمات رو دوست داشتم که هنوزم با فکر بهشون بیشتر عاشق عسل می شم و فکر می کنم چقدر حیفه که اشک بریزن،
انقدر دلم کشیدنِ اون لُپایِ صورتیت رو می خواست که هنوزم میگم وای که چه غنجی می رفت دلم وقتی می بوسیدمشون..
خنده هات انقدر شیرین بود، که هنوزم با فکر به طنینش، قهقهه می زنم..
تو مثلِ گُلی بودی که تو قلبم جوونه زدی، پژمرده شدن رو فراموش کردی و تو قلبم خونه کردی!
یه روزی، یه پروانه، پر زد و نشست رویِ شاخِ برگِ سرنوشتمون، بعد تمامِ زیباییش رو بست به بختِ ما! خودم دیدم که خدا چقدر خوش خط، سندِ زندگی ما رو با هم قلم زد و زیرش رو امضا کرد!

ژانر: عاشقانه
نویسنده: زهره اِم دی و ماهک اِم زِد
تعداد صفحه: 234
نوع کتاب:PDF
حجم : 1.49 MB

عکس پروفایل دخترونه شیک و باکلاس
تعداد بازديد : 169

سری جدید عکس پروفایل دخترانه

رو برای شما عزیزان اماده کردیم امیدواریم مورد پسند 

شما عزیزان باشه



تعداد عکس ها:43

برای مشاهده به ادامه مطلب مراجعه کنید...

دانلود آهنگ پدرام پالیز تقویم شمسی
تعداد بازديد : 59

 ترانه شاد و زیبای جدید پدرام پالیز بنام تقویم شمسی

دانلود آهنگ جدید حمید هیراد خوشم میاد
تعداد بازديد : 49

دانلود آهنگ جدید با عنوان خوشم میاد حمید هیراد منتشر شد

همراه متن و پخش انلاین

Download New Single Track From Hamid Hiraad + Khosham Miad 

ادامه مطلب
نویسنده :
تاریخ انتشار : یکشنبه 13 مرداد 1398 ساعت: 11:43

دانلود آهنگ مهدی احمدوند به نام نفس
تعداد بازديد : 71

مهدی احمدوند نفس
دانلود آهنگ جدید مهدی احمدوند به نام نفس

Mehdi Ahmadvand - Nafas

موزیک : مهدی احمدوند

+ متن ترانه نفس از مهدی احمدوند

هر کی به جز تو اومد به چشم نیومد / هی اومدم دلو عقب بکشم نیومد
شاه دلم دلیل عشقی تو واسه دلم / پرته به تو همه هوش و حواس دلم

دانلود در ادامه مطلب

دانلود آهنگ میثم ابراهیمی به نام از دستت
تعداد بازديد : 66

میثم ابراهیمی از دستت
دانلود آهنگ جدید میثم ابراهیمی به نام از دستت
Meysam Ebrahimi - Az Dastet
ترانه و موزیک : نوید بهبودی ؛ تنظیم : فتاح فتحی
+ متن ترانه از دستت از میثم ابراهیمی

ماه منی دور میزنی قلب منو / لجبازی نکن خواهشا هیچ جا نرو
اخلاقم بده ولی دلم صافه / ولی دل تو بی انصافه

دانلود در ادامه مطلب

عکس های تو جان دارند .
تعداد بازديد : 59


مـخـتـرع دوربـیـن عـکاسی اگـر مـی دانـسـت ،



سـاعـت هـا حــرف زدن بــا یک عـکـس بـی جــان



چــه بــر سـر آدم می آورد . . .


بقیه ادامه مطلب

عکس زیبا مخصوص پروفایل تلگرام
تعداد بازديد : 97

عکس نوشته های زیبا مخصوص پروفایل تلگرام

با کیفیت بالا و بدون لوگوی اختصاصی سایت

تعداد : 22 تا


برای مشاهده به ادامه مطلب بروید


دانلود آهنگ رضا بهرام به نام کاش
تعداد بازديد : 56

رضا بهرام کاش
دانلود آهنگ جدید رضا بهرام به نام کاش

Reza Bahram - Kash

ترانه و موزیک : دی پاپ موزیک ؛ تنظیم و میکس : مصطفی مومنی

+ متن ترانه کاش از رضا بهرام

کاش راه دوری بین ما بود / کاش سرنوشت ما جدا بود
از تو فکر من رها بود / گر ندیده بودم ای یار


دانلود ادامه مطلب

آهنگ من عاشق اینم مهدی اسدی طاها+پخش انلاین
تعداد بازديد : 50

دانلود آهنگ تیتراژ سریال ترکی تلخ و شیرین با صدای مهدی اسدی طاها

سریال تلخ و شیرین با بازی بیرجه آکالای یکی از سریال های پرطرفدار این روزهای ترکیه است که به فارسی هم دوبله شده است. در این قسمت آهنگ تیتراژ سریال تلخ و شیرین را برای دانلود قرار داده ایم.

+متن موزیک+پخش انلاین



دانلود در ادامه مطلب


بوسه‌
تعداد بازديد : 52


+ بوسه‌ی پشت گردن ابدیه ؛ 

هیچ وقت فراموش نمیشه !

- پس یادم باشه این دفعه دوبار ببوسم واسه محکم کاری،

عین امضایی که دوبار پشت چک میزنن

ادامه مطلب
نویسنده :
تاریخ انتشار : چهارشنبه 26 تير 1398 ساعت: 22:25

رمان عمارت عشق
تعداد بازديد : 61


دانلود رمان عمارت عشق به قلم مهسا ۶۹ و فروزان ۷۰


داستان در مورد دختریه به اسم مهسا که ۶ ساله خانوادشو از دست داده…بهترین دوست و حامی زندگیش براش کاری تو یه عمارت قدیمی پیدا میکنه …عمارت سفید و بزرگی که رازی رو توی خودش پنهون کرده…پسری به نام نیما…ارباب کوچک عمارت، به کمک مهسا این راز رو کشف میکنه و خودش توی همین راز غرق میشه… پایان خوش……


عنوان : دانلود رمان عمارت عشق به قلم

نویسنده : مهسا ۶۹ و فروزان ۷۰

تعداد صفحات : ۴۳۶

.....



ادامه مطلب
نویسنده :
موضوع: بخش هفتم , رمان ,
تاریخ انتشار : چهارشنبه 26 تير 1398 ساعت: 2:48

دانلود رمان عشق به سبک من
تعداد بازديد : 174

دانلود رمان عشق به سبک من


نویسنده :  فاطمه علیدوستی کاربر رمان فوریو

تعداد صفحات : ۲۲۶

ژانر :  پلیسی , عاشقانه , کلکلی
نوع فایل:PDF
حجم فایل:4,135 KB

کارت پستال فراموش
تعداد بازديد : 176

چه جمله ی غریبی است فراموشت می کنم
وقتی تا آخر عمرت با یاد اوزندگی می کنی

داستان عاشقانه پیانو
تعداد بازديد : 128

چشماشو بست و مثل هر شب انگشتاشو کشید روی دکمه های پیانو .


صدای موسیقی فضای کوچیک کافی شاپ رو پر کرد .


روحش با صدای آروم و دلنواز موسیقی , موسیقی که خودش خلق می کرد اوج می گرفت .


مثه یه آدم عاشق , یه دیوونه , همه وجودش توی نت های موسیقی خلاصه می شد .


هیچ کس اونو نمی دید .

بقیه در ادامه مطلب

ادامه مطلب
نویسنده :
تاریخ انتشار : یکشنبه 26 فروردين 1397 ساعت: 16:37

عکس نوشته ی قبل از تو
تعداد بازديد : 171

همه چیز خوب بود قبل از تو
عشق با من غریبگی می کرد
یه نفر داشت با خودش تنها
زیر این سقف زندگی می کرد

کد بلوک درباره نویسنده
تعداد بازديد : 107

کد درباره نویسنده

برای رزبلاگ


ادامه مطلب

رمان بازگشت امید
تعداد بازديد : 619


نام رمان : بازگشت امید

نویسنده : afsa

موضوع : تخیلی / عاشقانه

خلاصه :

 این رمان روایتگر ماجرای یک خر است . یک خر که اتفاقا برعکس دیدگاهی که بهش داریم هوش زیادی داره  . شاید به نظر بچگونه بیاد ولی این ابر مُخ وارد دنیای انسان ها با یک کالبد انسانی می شه ...

دانلود کتاب رمان قرار نبود
تعداد بازديد : 125


نويسنده / مترجم : هما پور اصفهانی 

زبان کتاب : فارسی

نوع فايل : PDF

تعداد صفحه : 509

صدای آهنگ آنشرلی بلند شد . سرم داشت منفجر می شد . دستم رو از زیر پتو بیرون آوردم و روی عسلی کنار تخت کشیدم . صدا لحظه به لحظه داشت بلندتر می شد و من لحظه به لحظه عصبی تر می شدم . بالاخره دستم خورد به گوشیم …….. داستان قرار نبود در مورد دختری به اسم ترساست … که توی کنکور موفق نمی شه و تصمیم می گیره برای ادامه تحصیل بره خارج از کشور … ولی باباش رضایت نمی ده و ترسا برای راضی کردن باباش یه نقشه می کشه …

بگــــذار نفهمــــــد...
تعداد بازديد : 87


حال میفهمم معنی حرف های کسی را که میگفت


میراندی ام و من باز احمقانه میخواستمت


لعنت به غرور بی غیرت من


حال میفهمم معنای نخواستنت را


چه شب ها که تا صبح برای نبودنت بغض میکردم


وحیف از اشک هایی که فرو ریخت و هیچکس نفهمید جز من و خدای


من و تو باور نکردی


باشد

بقیه در ادامه مطلب

حس عجیبیه!!!
تعداد بازديد : 71


 ●♥ﺣﺲ ﻋﺠﯿﺒﯿﻪ ♥●••


••●♥ﻭﻗﺘﯽ ﻣﯿﻔﻬﻤﯽ ﻋﺎﺷﻖ ﺷﺪﯼ…♥●••


••●♥ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰ ﻋﻮﺽ ﺷﺪﻩ…♥●••


••●♥ﺣﺘﯽ ﺧﻮﺩﺕ ♥●••


••●♥ﻭﻗﺘﯽ ﻣﯿﻔﻬﻤﯽ ﺑﻬﺶ ﺩﻟﺒﺴﺘﻪ ﺷﺪﯼ♥●••


••●♥ﻭ ﺩﻟﺖ ﻧﻤﯿﺨﻮﺍﺩ ﺍﺯﯾﻦ ﺩﻟﺒﺴﺘﮕﯽ ﺩﻝ ﺑﮑﻨﯽ♥●••


••●♥ﺣﺲ ﻋﺠﯿﺒﯿﻪ♥●••


••●♥ﻭﻗﺘﯽ ﺩﻟﺖ ﻣﯿﺨﻮﺍﺩ ﺑﺨﺎﻃﺮﻫﺮ ﮐﺎﺭﯼ ﺍﺯﺵ ﺍﺟﺎﺯﻩ ﺑﮕﯿﺮﯼ…♥●••


••●♥ﻭ ﺍﺯ ﮐﻮﭼﯿﮑﺘﺮﯾﻦ ﮐﺎﺭﻫﺎﺵ ﺑﺎﺧﺒﺮ ﺑﺎﺷﯽ♥●••


••●♥ﺍﻧﻘﺪ ﺭﻭﺵ ﺣﺴﺎﺱ ﻣﯿﺸﯽﻭ ﺑﻪ ﺗﮏ ﺗﮏ ﮐﻠﻤﻪ ﻫﺎﺵ ﺩﻗﯿﻖ ﻓﮑﺮﻣﯿﮑﻨﯽ♥●••


••●♥ﻭ ﺑﺎﺯﺧﻮﺍﺳﺘﺶ ﻣﯿﮑﻨﯽ ﮐﻪ ﻫﻢ ﺧﻮﺩﺕ ﺍﺫﯾﺖ ﻣﯿﺸﯽ ﻫﻢ ﺧﻮﺩﺵ♥●••


••●♥ﺣﺲ ﻋﺠﯿﺒﯿﻪ♥●••

بقیه در ادامه مطلب

رمان حواست نیست
تعداد بازديد : 172

مقدمه:


سر دو راهی عشق و نفرت..

در جستجوی چشمانی عاشق و بارانی درمانده تر از گذشته..

تنها گذر نامه ی جاده ای به اسم انتقام را در دستانم گذاردند..

بر خلاف مسیر عاشقی ظاهرش زیبا بود ..

خوش میدرخشید در آن قیامت سرای انتقام جویان..

هر چه جلوتر میرفتم اشک و آه را پشت چشمان به خون نشسته از انتقامم پنهان میکردم..

قلبم ندای”بی پروایش را با نفرت میخواند”..

و عقلم”فریاد حواست نیست هایش..را برایم نوار میکرد..

گذشت, تا زمانی که تنها فریاد عقلم را می شنیدم..

درست مقابل پرتگاه خونین و سرخی همچو برزخ

در حالی که صدای رعب انگیز لاشخورهایی که بالای تپه به انتظار سقوطم

بودند بدنم را به لرزه می انداخت,..

و تنها همین را میگفت:

“در فکر انتقام بودی ولی حواست نبود سر دور برگردان داشت صدایت میکرد”


اززبان نویسنده رمان:


یه رمان همخونه ای. طنز . عاشقانه.بعضی جاها غمگین و تقریبا اجتماعی.


همین اول بگم…

اول که بخونید با خودتون میگید اینکه شبیه رمان …..است.ولی اینطور نیست من قبل از اینکه اون رمان رو بخونم می خواستم یه رمان همین مدلی بیام بزارم ولی بلد نبودم چطور رمان می زارن البته اون رمان هم روی من تاثیراتی داشته چرا الکی بگم ولی این حستون فقط در صفحه های اوله بعدش به کل تغییر می کنه….پایان خوش.....


من دخترم
تعداد بازديد : 152

مَن از نَســــل لِـــــیلی ام

مَن از جِنـــس شــــیرینَم


مَن دُخــــــترم

با تمام حساســـیت های دُخترانه ام

با تَلنگری بارانـــی میشوم


با پُــــــشت کردنی ویــــــران میشوم

به راحَتی وابَــــــسته میشوم

با پیــــــروزی به اُوج میرسم

بقیه در ادامه مطلب


کسب درامد
ليست صفحات
تعداد صفحات : 15