close
تبلیغات در اینترنت
غمناک

غمناک

مارو دنبال کنید


تبلیغات

داستان عاشقانه پیانو
تعداد بازديد : 13

داستان عاشقانه پیانو

چشماشو بست و مثل هر شب انگشتاشو کشید روی دکمه های پیانو .


صدای موسیقی فضای کوچیک کافی شاپ رو پر کرد .


روحش با صدای آروم و دلنواز موسیقی , موسیقی که خودش خلق می کرد اوج می گرفت .


مثه یه آدم عاشق , یه دیوونه , همه وجودش توی نت های موسیقی خلاصه می شد .


هیچ کس اونو نمی دید .

بقیه در ادامه مطلب

ادامه مطلب
نويسنده :
تاريخ انتشار : یکشنبه 26 فروردين 1397 ساعت: 16:37