سریال غورباغه

دانلود رایگان رمان منو اذیت نکن
تعداد بازديد : 11

دانلود رایگان رمان منو اذیت نکن


نام کتاب: منو اذیت نکن


نوع کتاب:PDF


تعداد صفحه: 230

توجه:این داستان بر مبنای حقیقت است و تمامی اسامی نام برده(بجز اسم نویسنده)مستعار است


خلاصه:

نیاز دارم مدتی نباشم ؛

سفر کنم به جایی ک هیچ کسی را نشناسم ،

به جایی ک هیچ کسی مرا نشناسد …

دور باشم و رها

سبُک باشم‌ و آزاد …

آدم هایی را ببینم ، ک هیچ تصور بدی از آنها ندارم ،

مسیرهایی را بروم ، ک تا به حال نرفته ام ،

عطرهایی را بزنم ، ک تا به حال نزده ام ،

و لباس هایی را بپوشم ، ک تا به حال نپوشیده ام …

در مکان هایی بنشینم ، ک هیچ خاطره ای را برایم زنده نمی کنند ،

موسیقی هایی گوش کنم ، ک مرا یادِ کسی نمی اندازند ،

و نوشیدنی هایی بنوشم ، ک مرا بیخیال تر از همیشه کنند …

نه به کسی فکر کنم ،

نه نگرانِ چیزی باشم ،

نه از پیشامدِ پیش نیامده ای بترسم !

من نیاز دارم مدتی در خنثی ترین حالتِ ممکن باشم …

قسمتی از رمان

این داستان زندگی دختری بنام آسو رو توسط دختری بنام نیلوفر به نمایش میزاره،زندگی و سرنوشت تلخ دختری که تو سن دوازده سالگی درحالیکه رنج زیادی از پدر و مادر ناتنی اش میکشید،مجبور به ازدواج شد.چالش ها و اتفاقات تلخ زیادی در زندگی زناشویی دختر غصه ما اتفاق می افته و تا پایان رمان همراه باشید و ببینید عاقبت انسان های پست و پلید که با دل سیاه انسان هارو آزار میدن چگونه خواهد بود….و آیا آسو میتونه از پس این مشکلات بربیاد یا زندگی اونو از پا درمیاره


به نام خدا


با ذوق و شوق در حالیکه سینی چایی دستم بود به سمت مامان رفتم.مامان لیوانی برداشت و تشکر کرد.

کنارش نشستم و با نیشی گشاد گفتم

-خب تعریف کن

مامان خودشو به ندونستن زد و درحالیکه با ارامش چاییشو مزه مزه میکرد گف

-چیو؟

اعصابم از اینهمه بی خیالیش خورد شد دوست داشتم سریع بفهمم موضوع اون دختره که مامان و سهراب داشتن با هیجان به هم تعریف میکردن چی بود .

کلافه دستی تو موهام کشیدم و بمامان گفتم

-همون دختره دیگ چی بود اسمش؟…اهان…آسو.

مامان لیوانشو تو سینی گذاشت و رو به من گفت

-حالا چرا گیر دادی به اون؟

با هیجان خودمو بیشتر سمتش کشیدم و گفتم

-اونجور که سهراب با آب و تاب تعریف میکرد و میگفت دوتاعموهام عاشقش بودن و سرش باهم اختلاف داشتن و اونجور که تو میگفتی زندگیش خیلی عجیب و سخت بود خب ادم وسوسه میشه دیگ.

مامان همچنان بی تفاوت نگاهم میکرد خودمو مظلوم کردم و لبامو جلو اوردم ، سرمو کج کردم و گفتم

-تعریف کن دیگ لطفااااا.

کسب درامد