close
دانلود آهنگ جدید
توهمات يك نميه ديوانه

توهمات يك نميه ديوانه

فروشگاه


بهترین و کامل ترین سورس ربات جستجوی موزیک پیشرفته 

برای مشاهده جزییات کلیک کنید

ربات ویو پنل

______________________________________________

اسپیدسین|S p e e d Seen

با سرعت نور به پستات سین بزن☄️

بجای صرف وقت تو رباتای ویوگیر ربات :: اسپیدسین:: رو امتحان کن😍

تو چالشا برنده شو✅

کسب درامد کن✅

فقط کافیه یبار امتحانش کنی❤️

🆔 https://t.me/speedseen_channel

@speedseen_channel

هاست ربات و وبسایت

داستان کوتاه”توهمات یک نمیه دیوانه”
تعداد بازديد : 79

دی..دی…..دیددی دیوانه ام کردی… دیوانه ام کردی چه….چه…چک…چککار کنم از د ..د ..دستت؟ چه..چه…چرااا دد…دست از ..سرم برن ن…نم…نمی داری؟ چ..چ…چرا ر رررررراحتم نمیذاری؟

روی تخت دراز کشیده ام. سیگار لای انگشتانم دود می کند و گرمی آتش را نزدیک بند سوم انگشتانم حس میکنم. سعی دارم به موضوع داستانی که در ذهنم می پرورانم تمرکز کنم اما طبق معمول این توهمات ویرانگر رهایم نمی کند!

دوباره جلوی چشمم جان میگرد . از لابلای سفیدی برفها مثل یک شبح بیرون آمد!! شبحی زیبا پیچیده در چادری سیاه با دستکش و چکمه هایی سیاه که ساک بزرگ نسبتا سنگینی را به زحمت همراه خودش می کشید . یک جفت چشم سیاه درشت توی صورت زیبا و گندمگونش برق می زد .چشمهایی که خیلی سعی داشتند از زیر بار سنگینی مژه های بلند برگشته ای که رویشان سنگینی میکرد سرک بکشند و خودشان را به عمق روح بیننده پیوند بزنند!!!

چنان ماتم برده بود که متوجه گذشت زمان نشدم ، وقتی پیکان رنگ و رورفته ای که برایش ایستاده بود رفت از صدای لاستیکهایی که به زحمت روی برفهای یخ زده حرکت می کرد متوجه رفتنش شدم. در تمام این مدت حتی پلک هم نزده بودم و مبهوت به صورت و چشمهایش نگاه می کردم.

اولین بار بود که او را می دیدم اما این دیدار تقریبا در روزهای بعد هم تکرار می شد چون او هر روز از سر آن دوراهی تا روستایی که کمپ محل ماموریتم در آنجا مستقر بود می آمد. در تمام این روزها نتوانسته بودم حتی یک کلمه با او حرف بزنم و نگاه شدیدا پرسشگرش که هر روز بیشتر و بیشتر سرزنشگر می شد را پاسخی در خور دهم.

هر وقت می دیدمش لکنت زبانی که از کودکی باخود داشتم تشدید می شد و تمام اعتماد به نفسم را یکجا آتش می زد و بعد از رفتنش تنها آهی سرد را از سینه بیرون میدادم و منتظر فردا می شدم! تا اینکه یک روز او دیگر نیامد.

کلماتی که هرگز به او نگفتم در ذهنم رسوب کرد و جای نگاه او مثل زخمی عمیق بر دلم ماند. از همانجا بود که دیوانگی در من متولد شد. چند سال اول دنبالش می گشتم تا پیدایش کنم. وقتی نا امید شدم دیوانگی هایم دیگر بالغ شده بودند . سال های بعد را در خیال و حسرت به سر بردم و آنقدر در خواب و بیداری به او فکر کردم و با او صحبت کردم که دیگر او و نگاهش همنشین دائمی تنهایی هایم شدند.

چشمانم را که ببندم می توانم با دود سیگارم تصویری از چشمان سیاهش را در هوا نقش بزنم و این پر سیمرغی است که اورا احضار می کند و دوباره در مقابل نگاهم جان می گیرد با همان چادر سیاه و همان صورت و همان چشمها!!

و می شود سنگ صبورم .

گاهی ساعتها با او درد دل می کنم و گاهی برایش شعر می خوانم و گاهی برایش فال حافظ می گیرم . اگر کسی سرزده به اتاقم بیاد پی به این مالیخولایی که همزاد و همنشینم شده می برد.

چاره ای نیست باید یا خودم را بکشم یا آن زن را ، تا از شر این توهم کشنده خلاص شوم!

اینقدر بلند بلند فکر کرده ام که بیشتر همکاران و دوستانم پی به حالت های عجیبم برده و هر کدام روانپزشکی به من معرفی کرده اند.

اما من امشب تکلیفم را با خودم و تو روشن می کنم. امشب دیوانه می خوابم اما عاقل بر می خیزم.

کشوهای در هم آشپزخانه را یکی یکی بیرون می ریزم. چند باری در میان حواس پرتی ام همین جا دیده بودمش..همان چاقوی دسته سیاه با تیغه ای بزرگ!

ترسیدی؟

باید هم بترسی!!!وقتی پیدایش کنم میگذارمش زیر بالشم. شاید هم یک جای دیگر که تو ندانی کجاست. و بعد کمین می کنم تا بیایی و بعد تو را می کشم و برای همیشه از این دیوانگی که با بودن های مکررت به روحم زنجیر کرده ای رها می شوم.

تو را می کشم و فردا صبح ریش و موهای بلند و پریشانم را کوتاه می کنم..کت و شلوار خط دار براقم را به تن می کنم و با قدم هایی مطمئن پشت میزم در دفتر مجله می نشینم و این بار داستانی می نویسم که از لابه لای سطرهایش کلمات زیبا و استعاره های دلنشین و عاشقانه چکه کند و هیج رگه ای از دیوانگی ماسیده درذهنم در آن به چشم نخورد.

هفت سال است که روز و شب را از من گرفته ای و در این مدت هیچ چیز عوض نشده است . نه یک قدم نزدیکتر می شوی و نه میروی !!

ته سیگارم را روی میز کنار تخت خاموش می کنم ونیم خیز می شوم تا ذهنم را از زیر آوار خاطرات گذشته بیرون بکشم که دوباره می بینمش.

همان چادر همیشگی را به سر دارد اما صورتش را نمی توانم در تاریک و روشن اتاق بخوبی ببینم.

دستم را آرام زیر بالش می برم و دسته چاقو را محکم می فشارم.

امشب باید این قصه را تمام کنم..باید به تلافی این همه سال عاشقی خودم و بی اعتنایی تو این چاقو را در قلبت فرو کنم و به همه ی این دیوانگی ها خاتمه دهم.

به سمتش حمله می کنم .چشمانم را می بندم .چاقو را بالا می برم و میزنم .آن قدر این کار را تکرار می کنم که به نفس نفس می افتم..چشمانم را که باز می کنم می بینمش که در چادر سیاهش گوشه ی اتاق مچاله شده است..انگار مرده است. وحشتی در تمام بدنم شعله می کشد..باور نمی کردم به همین راحتی او را کشته باشم.

نباید کسی از این قتل بویی ببرد..هراسان و دستپاچه پتو را از روی تخت می اندازم رویش و به هر سختی که هست از پله ها پایین میکشمش. در خانه را که باز میکنم ناگهان پتو از روی صورتش کنار می رود..چشمانش باز است و همچنان مثل قبل مرا خیره نگاه می کند!.همانجا کنار دیوار از هوش می روم.

نور چشمانم را اذیت می کند. اتاقم هیچوقت اینقدر روشن نبود.

به سختی چشمانم را باز می کنم.

پرده های اتاق کشیده و پنجره نیمه باز است.

با عجله و ترس می خواهم از روی تخت بلند شوم که هنوز نیم خیز نشده دوباره محکم به سمت تخت کشیده می شوم. دستانم باندپیچی شده و محکم به تخت زنجیر شده اند. ردی از خون خشک شده هنوز لابه لای انگشتانم به چشم می خورد. سرم را بالا می آورم، قرار بود امروز عاقل باشم با کت و شلوار راه راه براق اما زنجیر شده ام به تخت با لباسی آبی در اتاقی با دیوارهای سفید. نه از کاغذهای خط خطی شده ام خبریست و نه از پاکت سیگارم و نه از او!!

یادم که به او می افتد بی اختیار فریاد می زنم. من نباید او را میکشتم. حالا بدون سیاهی چشمان او چگونه زندگی کنم! سعی می کنم زنجیرها را پاره کنم.

میان فریاد ها و تقلاهایم چشمانم را دورتا دور اتاق می دوانم و لحظه ای نگاهم به آستانه ی در گره می خورد،

دوباره او را می بینم با موهایی سیاه و بلند و چشمانی سیاهتر از شب آنجا ایستاده و به من لبخند می زند.

خوشحالی عجیبی در وجودم جان می گیرد. آرام خودم را روی تخت رها میکنم و صدای خنده هایم اتاق را پر می کند.

فرزانه بارانی

سورس ربات موزیک جدید و فعال


بهترین و کامل ترین سورس ربات جستجوی موزیک پیشرفته 

برای مشاهده جزییات کلیک کنید

ویوپنل

______________________________________________

اسپیدسین|S p e e d Seen

با سرعت نور به پستات سین بزن☄️

بجای صرف وقت تو رباتای ویوگیر ربات :: اسپیدسین:: رو امتحان کن😍

تو چالشا برنده شو✅

کسب درامد کن✅

فقط کافیه یبار امتحانش کنی❤️

🆔 https://t.me/speedseen_channel

@speedseen_channel

هاست

سابقه پارس وب هاست, مجموعه پارس وب هاست در سال ۱۳۹۱ به منظور فعالیت در زمینه فناوری اطلاعات تاسیس گردید و راه پر فراز و نشیب رشد و پیشرفت در این عرصه را به منظور کسب تجربه و خدمت به پیشرفت تکنولوژی در کشور با همراهی مدیران و متخصصین علوم فناوری اطلاعات و ارتباطات پیموده است .


همواره اهداف مدیران متعهد و همکاران متخصص ما بر شناخت نیازهای مشتریان و ارائه خدمات بهینه مبتنی بر پیشرفته ترین تکنولوژی های روز دنیا به سراسر کشور می باشد.


بالا بردن کیفیت کارهای ارائه شده در چهارچوب استانداردهای حاکم در دنیا، امری نیست که به طور اتفاقی حاصل گردد. دیدگاه بلندمدت در تحقیق، تولید، عرضه و پشتیبانی از جمله نگرش راهبردی ما در کار است، نگرشی که به شهادت آنچه انجام گرفته است برای مجموعه پارس وب هاست تخصص و برای مشتریان آن رضایت را به همراه داشته است .


پارس وب هاست به عنوان بخش خدمات وب شرکت پارس وب هاست در راه اندازی سرویسهای مرتبط با اینترنت به زبان فارسی، ضمن بهره گیری از فن آوری روز و با تکیه بر تجربه و تخصص مدیران خود، مفتخر به ارایه طیف وسیعی از خدمات اینترنتی است و با هدف توسعه این سرویس ها و به روز رسانی علمی آنها با شتاب بالایی به سمت آینده گام بر می دارد.

پارس وب هاست نماینده رسمی شرکتها و سازمانهای معتبر عرضه کننده نام های اینترنتی است و با بهره گیری از تجربه چندین ساله خود در زمینه ثبت دامنه، همه تلاش خود را در جهت حفاظت از هویت اینترنتی مشتریان خود و عرضه خدمات با کیفیت به آنها معطوف کرده است. همچنین پارس وب هاست خدمات هاستینگ خود را در دو پهنه لینوکس و ویندوز ارائه می دهد و صاحب تجربیات ارزشمندی در ارائه خدمات هاستینگ در این دو سیستم عامل می باشد.


میزبانی وب، ثبت دامین و خدمات جانبی آن، از فعالیتهای اصلی پارس وب هاست می باشد که با ارایه خدمات ۲۴ ساعته فنی به چندین هزار وب سایت فارسی به عنوان یک کارنامه موفق، پارس وب هاست را در بین شرکتهای برتر ارایه کننده خدمات میزبانی (هاستینگ) در ایران قرار داده است. میزبانی علمی، پشتیبانی فنی، انتخاب بهترین دیتاسنتر ها با بستر مخابراتی بسیار قوی و بهره گیری از فن آوری روز دنیا در این زمینه، رمز موفقیت شرکت در این فعالیت بوده است. امید است که از تجربه و تخصصمان برای یافتن بهترین نتیجه بهره گیریم.