close
دانلود آهنگ جدید
رمان

رمان

فروشگاه


بهترین و کامل ترین سورس ربات جستجوی موزیک پیشرفته 

برای مشاهده جزییات کلیک کنید

ربات ویو پنل

______________________________________________

اسپیدسین|S p e e d Seen

با سرعت نور به پستات سین بزن☄️

بجای صرف وقت تو رباتای ویوگیر ربات :: اسپیدسین:: رو امتحان کن😍

تو چالشا برنده شو✅

کسب درامد کن✅

فقط کافیه یبار امتحانش کنی❤️

🆔 https://t.me/speedseen_channel

@speedseen_channel

هاست ربات و وبسایت

رمان عمارت عشق
تعداد بازديد : 23


دانلود رمان عمارت عشق به قلم مهسا ۶۹ و فروزان ۷۰


داستان در مورد دختریه به اسم مهسا که ۶ ساله خانوادشو از دست داده…بهترین دوست و حامی زندگیش براش کاری تو یه عمارت قدیمی پیدا میکنه …عمارت سفید و بزرگی که رازی رو توی خودش پنهون کرده…پسری به نام نیما…ارباب کوچک عمارت، به کمک مهسا این راز رو کشف میکنه و خودش توی همین راز غرق میشه… پایان خوش……


عنوان : دانلود رمان عمارت عشق به قلم

نویسنده : مهسا ۶۹ و فروزان ۷۰

تعداد صفحات : ۴۳۶

.....



ادامه مطلب
نویسنده :
موضوع: بخش هفتم , رمان ,
تاریخ انتشار : چهارشنبه 26 تير 1398 ساعت: 2:48

دانلود رمان عشق به سبک من
تعداد بازديد : 145

دانلود رمان عشق به سبک من


نویسنده :  فاطمه علیدوستی کاربر رمان فوریو

تعداد صفحات : ۲۲۶

ژانر :  پلیسی , عاشقانه , کلکلی
نوع فایل:PDF
حجم فایل:4,135 KB

رمان بازگشت امید
تعداد بازديد : 534


نام رمان : بازگشت امید

نویسنده : afsa

موضوع : تخیلی / عاشقانه

خلاصه :

 این رمان روایتگر ماجرای یک خر است . یک خر که اتفاقا برعکس دیدگاهی که بهش داریم هوش زیادی داره  . شاید به نظر بچگونه بیاد ولی این ابر مُخ وارد دنیای انسان ها با یک کالبد انسانی می شه ...

دانلود کتاب رمان قرار نبود
تعداد بازديد : 103


نويسنده / مترجم : هما پور اصفهانی 

زبان کتاب : فارسی

نوع فايل : PDF

تعداد صفحه : 509

صدای آهنگ آنشرلی بلند شد . سرم داشت منفجر می شد . دستم رو از زیر پتو بیرون آوردم و روی عسلی کنار تخت کشیدم . صدا لحظه به لحظه داشت بلندتر می شد و من لحظه به لحظه عصبی تر می شدم . بالاخره دستم خورد به گوشیم …….. داستان قرار نبود در مورد دختری به اسم ترساست … که توی کنکور موفق نمی شه و تصمیم می گیره برای ادامه تحصیل بره خارج از کشور … ولی باباش رضایت نمی ده و ترسا برای راضی کردن باباش یه نقشه می کشه …

رمان حواست نیست
تعداد بازديد : 136

مقدمه:


سر دو راهی عشق و نفرت..

در جستجوی چشمانی عاشق و بارانی درمانده تر از گذشته..

تنها گذر نامه ی جاده ای به اسم انتقام را در دستانم گذاردند..

بر خلاف مسیر عاشقی ظاهرش زیبا بود ..

خوش میدرخشید در آن قیامت سرای انتقام جویان..

هر چه جلوتر میرفتم اشک و آه را پشت چشمان به خون نشسته از انتقامم پنهان میکردم..

قلبم ندای”بی پروایش را با نفرت میخواند”..

و عقلم”فریاد حواست نیست هایش..را برایم نوار میکرد..

گذشت, تا زمانی که تنها فریاد عقلم را می شنیدم..

درست مقابل پرتگاه خونین و سرخی همچو برزخ

در حالی که صدای رعب انگیز لاشخورهایی که بالای تپه به انتظار سقوطم

بودند بدنم را به لرزه می انداخت,..

و تنها همین را میگفت:

“در فکر انتقام بودی ولی حواست نبود سر دور برگردان داشت صدایت میکرد”


اززبان نویسنده رمان:


یه رمان همخونه ای. طنز . عاشقانه.بعضی جاها غمگین و تقریبا اجتماعی.


همین اول بگم…

اول که بخونید با خودتون میگید اینکه شبیه رمان …..است.ولی اینطور نیست من قبل از اینکه اون رمان رو بخونم می خواستم یه رمان همین مدلی بیام بزارم ولی بلد نبودم چطور رمان می زارن البته اون رمان هم روی من تاثیراتی داشته چرا الکی بگم ولی این حستون فقط در صفحه های اوله بعدش به کل تغییر می کنه….پایان خوش.....


رمان حالم عوض میشه )دانلود)
تعداد بازديد : 31


نوشته delpazir-98iکاربر نودهشتیا

خلاصه : دلپذیر…دختر مهــربون… شیطون و البته لجبازیه …که سرش به خانواده و دوستاش گــرمه….با شنــیدن خبــــر غیـــر منتظــره ی …بازگشـــت راد مهـــر به ایــــران….بهـم میریزه…کســی که …پونــزده

سال..اونو فــراموش کــرده…و هـــمه چی …دست به دســـت هم داده…تا حوادث …اون جــــور که دلپذیــــر می خواد پبــــش نــــره…

رادمهـــر کیـــه…؟؟

چـــرا زندگی دلپذیر بهـــم می ریزه..

ســبک رمـــآن : عـــاشقانه_ همخونه ای _گــریه و خنده هم داریـــم_و پراز حــــــرص و کلـــکـــل

نوع:pdf

دانلود در ادامه مطلب

دانلود رمان فروشی- نیست یک و دو
تعداد بازديد : 37


نویسنده : ساحل زندی

خلاصه :


با هدف همدردی با قربانیان تجارت انسان

حاصل دو سال تحقیق و تایپ شبانه روزی💯


داستان درمورد دختری به اسم ناتالیاست که زندگیشو توی یه پرورشگاه گذرونده و استعداد خاصی توی موسیقی و نقاشی داره و همین استعداد باعث میشه هدف یه باند قاچاقه انسان قرار بگیره در برخورد با اعضایه باندی که مسیر زندگیش رو عوض میکنن.دختر روسی که شباهتی به روس ها نداره!دختری با کلی راز کشف نشده درمورد زندگی گذشته و آینده ای که حتی در محالترین باورتون نمیگنجه و زمانه حالی که به اجبار و زورگویی داره میگذره! اما چیزی درمورد ناتالیا وجود داره تو اینهمه بدبختی عشقیه که در کماله ناباوری جوونه میزنه و رشد میکنه

برای دانلود به ادامه مطلب رجوع کنید

دانلود رمان وفای عشق
تعداد بازديد : 69


خلاصه:این رمان حقیقتی است راجع به دختری به نام محیا که دانشجوی سال سوم کامپیوتر و از خانواده ای مرفه

میباشد و به دلیل علاقه ی زیاد به نواختن پیانو تصمیم به شرکت در کلاس پیانو را دارد.

در این بین محیا که تا به حال ذهن و فکرش به تحصیل بوده است و نیز از سر غرورش هیچ پسری نتوانسته

توجه او را به خود جلب کند؛ با عرشیا آشنا میشود و بی خبر از اینکه عرشیا کیست و این آشنایی ناگهانی

به کجا کشیده خواهد شد..

نوع:PDF

دانلود در ادامه مطلب

دانلود رمان اکسیر عشق
تعداد بازديد : 72


نام رمان : اکسیر عشق 

نویسنده : میترا 

تعداد صفحات : ۲۱۳ 

خلاصه داستان : نازنین توی یه شرکته طراحی ساختمان کار میکنه و به طور تصادفی با نوید آشنا میشه ولی نمیدونه که این آشنایی زیادم اتفاقی نیست و نوید فکرایی در سرداره که باعث تغییرمسیر زندگی نازنین میشه 

دانلود در ادامه مطلب

دانلود رمان سه سوت
تعداد بازديد : 76


نویسنده رمان : بهار ش

نوع فایل:PDF

تعداد صفحات:832

خلاصه این رمان عاشقانه و زیبا :

سرمه ترم سه تربیت بدنی در دانشگاه تهران است این ترم مجبور میشود از خوابگاه بیرون برود و مشغول پیدا کردن جایی برای اقامت بگردد تا این که در یک خوابگاه خود گردان مستقر می شود..بدترین اتاق خوابگاه که تا به حال کسی بیشتر از هفت روز دوام نیاورده است اما سرمه …./ پایان هیجان انگیز

دانلود در ادامه مطلب

ادامه مطلب
نویسنده :
موضوع: بخش هفتم , رمان ,
تاریخ انتشار : یکشنبه 08 بهمن 1396 ساعت: 20:53

رمان آخرین رویا
تعداد بازديد : 45


 نام رمان : رمان کوتاه آخرین رویا

نویسنده : cliff کاربر انجمن نگاه دانلود

 ژانر : عاشقانه.تراژدی

ویراستاران : DENIRA

تعداد صفحات کتاب : 189 پی دی اف

دانلود ادامه مطلب

دانلود رمان تاوان عشق | Fateme_RZ
تعداد بازديد : 65


 نام رمان : رمان تاوان عشق

 نویسنده : Fateme_RZ کاربر انجمنن نگاه دانلود

 ژانر : عاشقانه. اجتماعی

 تعداد صفحات کتاب : 424 پی دی اف

قسمتی از داستان :


نگار:من میرم اتاق سپهر.

-ریخت و پاشش نکنیا!

چپ چپ نگاهم کرد:

-مگه بچه‌ام؟

شونه‌هام رو بالا انداختم.

چپکی نگاهم کرد و روش رو اونور کرد. ای جان بهش برخورد!

نگار:سپهر کی از امریکا میاد؟

بی حواس گفتم:

-هروقت درسش تموم شه دیگه. آخ دیر شد نگار!


سریع تو اتاقم رفتم، وسایل رو روی تخت انداختم. مثل برق یه دوش ده دقیقه ای گرفتم. امشب تولد آرسامه؛ کسی که دوساله


باهاشم، خانواده‌ها خبر دارند و قراره ازدواج کنیم. بیست و هشت سالشه و بازیگره. پسر واقعا محشریه و خیلی دوستم داره......

دانلود ادامه مطلب




دانلود رمان سرنوشت سرد
تعداد بازديد : 176


رمان سرنوشت سرد 
نویسنده : queen
ژانر : عاشقانه
نوع:PDF
خلاصه رمان:
دو دختر … دو دوست …
دو خواهر بدون هیچگونه ارتباط خونی !!
یکی مغرور و دیگری عاشق
پسری که پس میزند عاشقانه های یک دختر ساده را !
خشم …
غضب …
حس انتقام !!
یکی میمیرد و دیگری زندگی اش را فراموش میکند ….
و به صورت اتفاقی به خانه ی پسری راه پیدا میکند که ..
دانلود در ادامه مطلب

دانلود رمان قبل از شروع
تعداد بازديد : 61

دانلود رمان قبل از شروع

نویسنده : مهسا زهیری

تعداد صفحات : 254

ژانر : #عاشقانه #اجتماعی

نوع فایل:PDF

منبع:http://www.roman4u.ir

خلاصه رمان :  

در مورد دختری به اسم نارینه است که خواهر ناتنیش در شرف ازدواج با فرشید است .پسری که عموی بسیار ثروتمندی داره که تنها ۶ سال از خودش بزرگتره و همه جوره تکه . نارینه گرچه از مادر با خواهر و برادرش جداست اما فامیلیه متفاوتی با اونها هم داره!و همین سبب میشه که عموی نامزد خواهرش ،آدلان سر این موضوع اونو به هم بریزه!

کسی در اون عمارت خواهان نارینه نیست و آدلان با آزارو کل کل هاش بیشتر روزگار رو برای نارینه سخت کرده

نارینه که حس مخفی متفاوتی نسبت به ادلان داره سعی میکنه که خودش رو با پرورش ماهی سرگرم کنه ولی احتیاج به راهنما داره که اونو هم ادلان براش پیدا میکنه

به نظر میرسه ادلان هم عاشق نارینه ی بداخلاق و لجوج شده اما واقعا این عشقه؟…..پایان خوش

شازده کوچولو
تعداد بازديد : 44

توضیحات :
شازده کوچولو یا شهریار کوچولو (به فرانسوی: Le Petit Prince) نام یک کتاب داستان اثر آنتوان دوسنت اگزوپری است که اولین بار در سال ۱۹۴۳ منتشر شد. این کتاب پرفروش‌ترین کتاب تک مجلد جهان در تمام طول تاریخ می‌باشد. کتاب شازده کوچولو «خوانده شده‌ترین» و «ترجمه شده‌ترین» کتاب فرانسوی‌زبان جهان است و به عنوان بهترین کتاب قرن ۲۰ در فرانسه انتخاب شده است. از این کتاب به طور متوسط سالی ۱ میلیون نسخه در جهان به فروش می‌رسد. این کتاب در سال ۲۰۰۷ نیز به عنوان کتاب سال فرانسه برگزیده شد.

نام کتاب : شازده کوچولو

نویسنده : آنتوان دوسنت اگزوپری 

ترجمه: احمد شاملو

ناشر : behdad.org

زبان کتاب: پارسی

تعداد صفحه : ۷۴

قالب کتاب : PDF

حجم فایل : ۵۳۱۵ کیلوبایت
بقیه در ادامه مطلب

رمان جمیله+دانلود
تعداد بازديد : 47

چنگیز آیتماتف از نویسندگان نام‌آور عصر ماست که انتشار ترجمه آثارش به ۱۵۰ زبان دنیا، به بیش از ۴۰ میلیون نسخه می‌رسد. این نویسنده در ۱۲ دسامبر ۱۹۲۸ در روستای چقر در قرقیزستان به دنیا آمد. در آن روستا به مدرسه رفت، تحصیلات خود را در مدرسه عالی بیشکک ادامه داد و در دانشکده ادبیات مسکو به پایان رساند. از آن پس زندگی خود را وقف ادبیات، روزنامه نگاری و سیاست کرد و در سال ۱۹۸۵ در دوران پرسترویکا از نزدیکان و مشاوران گورباچف بود و در سال ۱۹۹۴ سفیر قرقیزستان در بلژیک، شد. از میان زمان‌ها و داستان‌های کوتاه او: «روزی به درازای یک قرن»، «رؤیاهای ماده گرگ» و «پرنده مهاجر»، با ترجمه محمد مجلسی، در سال‌های گذشته چندین بار چاپ و منتشر شده‌اند. امّا «جمیله» از نخستین آثار چنگیز آیتماتف، یادگار دوران جوانی اوست که در سال ۱۹۵۸ انتشار یافت و به چندین زبان ترجمه شد و طی مدت کوتاهی شهرت جهانی به دست آورد. لوئی آراگون، شاعر و نویسنده بزرگ فرانسه، «جمیله» را «زیباترین داستان عاشقانه جهان» نام نهاد؛

نام مؤلف/گردآورنده: چنگیز آیتماتف
تعداد صفحات: ۸۹ صفحه
نام مؤلف/گردآورنده: چنگیز آیتماتف
بقیه در ادامه مطلب

ادامه مطلب
نویسنده :
موضوع: بخش هفتم , رمان ,
تاریخ انتشار : جمعه 09 تير 1396 ساعت: 13:31

رمان عشق و خیانت+دانلود
تعداد بازديد : 64


نام کتاب: عشق و خیانت 

نویسنده: الکساندر دوما

مترجم: غلامرضا بختیاری

تاریخ نشر: سال ۱۳۶۸

تعداد صفحات: ۱۹۹ صفحه

حجم: ۱.۷ مگابایت

درباره کتاب عشق و خیانت :
در این داستان هیجان انگیز شاهد عشقی کور هستیم که به خیانت و ویرانی می انجامد. املت برای رسیدن به معشوقه اش از خون، پلی می سازد که فروریختنی است. این نکته که قلب های سنگی نمی توانند عشق را درک کنند قابل تأمّل است. عشق ،انسان را کور می کند و عقل را می کشد چنان که در این داستان، املت محبت های صمیمی ترین دوستش را نادیده می انگارد و وی را ناجوان مردانه می کشد . شاید بتوان برداشت کرد که سولتانتا یا سلطنت ، نماد عشق است و ورکوسکی نماد عقل و داستان، رودررویی این دو.
بقیه در ادامه مطلب 

رمان طلا های این شهر ارزانند از هانیه وطن خواه
تعداد بازديد : 55

رمان طلا های این شهر ارزانند از هانیه وطن خواه

خلاصه : ازدواج برای انتقام .. ازدواجی شوم ولی پایانی خوش... همه ی شهر را آب برده است و تو ماندی... و شاید جنازه ای از من... گویی شهر هم چونان من دلبند توست... آری ای سوار بر اسب آرزوها اینبار را میخواهم از تک به تک عاشقانه های نداشته مان گویم... گوشت را به من میدهی؟؟؟؟ دلم کمی راز دل گفتن میخواهد و بس... برای تو... تویی که تمام طلاهای شهر را آّب میکنی و پشیزی هم ارزش نمیگذاری... تویی که من هم برایت مفتم... ای سوار بر اسب این روزهای من اندکی خوب بودن مبخواهم و بس... اندکی ملاحظه... شاید چیزی شبیه لبخند... هر چند برای تو کم... و تو بمان تا ته قصه... اینبار من میروم و حس های لیلی وارم... تو که باشی داستان پابرجاست... من که نباشم داستان یک حاشیه کم دارد و بس... پس اینبار را به حرمت کم ارزشی طلاهای شهرت بمان... و دل من شکستن هایش را شکسته تو بمان و خاکشیرش نکن

نام کتاب : رمان طلا های این شهر ارزانند

نام نویسنده : هانیه وطن خواه shazde koochool

ژانر: رمان اجتماعی , رمان عاشقانه

فرمت های کتاب : PDF

تعداد صفحات :(A4) 420


دانلود رمان کابوسی از بیداری
تعداد بازديد : 107

خلاصه داستان :

دانلود رمان کابوسی از بیداری دانلود رمان کابوسی از بیداری : ضحی دختری۲۰ساله است که به دلیل اتفاقاتی که در زندگیش افتاده به شدت افسرده شده ومدتی هم هست که کابوس های عجیب و غریبی میبینه،کابوس هایی که امانش رو بریدن و آرا مشش رو به طورکل ازبین بردن،در طی این اتفاقات برادر و همسر برادرش تصمیم میگیرن که با ضحی به شهر نور (از توابع استان مازندران) ...


 نام رمان : کابوسی از بیداری

 نویسنده : snow80 کاربر انجمن نگاه دانلود

ژانر : ترسناک.راز آود.معمایی

 تعداد صفحات کتاب : 170 

منبع تايپ رمان : http://forum.negahdl.com/threads/141458/

دانلود در ادامه مطلب

دانلود رمان طعم چشمان تو
تعداد بازديد : 78

دانلود رمان طعم چشمان تو

نام کتاب:دانلود رمان طعم چشمان تو
 نوع کتاب:PDF
 حجم:1,003 KB
 تعداد صفحات:229 
 دانلود در ادامه مطلب:

دانلودرمان پروازشبانه
تعداد بازديد : 81

دانلودرمان پروازشبانه




نام کتاب:رمان پروازشبانه

 نوع کتاب:PDF

 حجم:595 KB

 تعداد صفحات:148

 دانلود در ادامه مطلب:



رمان امانت عشق”قسمت بیست و سوم، قسمت آخر”
تعداد بازديد : 124

قریب به یک سال و نه ماه بود که او سفر نابهنگام خود را اغاز کرده بود و من هنوز در دل عذادار مرگ او بودم. باورش هنوز برایم سنگین بود که علی انقدر زود پر کشیده و مرا تنها گذاشته است. ولی دیگر کمتر از دوری اش بیتاب میشدم. کم کم قبول میکردم که سرنوشت او اینچنین بوده که دفتر زندگی اش زود بسته شود. قهر من با دینا باعث نمیشود که او برگردد و فقط روح او را معذب میکند. پس از چند  روز از منزل خاله پروین برگشتم. برای اینکه دیگر با کشیدن حصار تنهایی به دور خود باعث عذاب بیشتر پدر و مادرم نشوم در کلاس اموزش شنا ثبت نام کردم.
برای خواندن ادامه رمان به ادامه مطلب رجوع کنید     
ادامه مطلب
نویسنده :
موضوع: بخش هفتم , رمان ,
تاریخ انتشار : دوشنبه 01 ارديبهشت 1393 ساعت: 18:20

رمان امانت عشق”قسمت بیست ودوم”
تعداد بازديد : 73

روزهای هفته را گم کرده بودم. چند روز گذشته بود که پدر گفت:سیاوش اطلاع داده بدن او نسبت به درمان واکنش مثبت نشان داده است. انان امیدوار هستند به این طریق بتوانند بیماری او را مهار کنند.
سخنان پدر امیدوار کننده بود ولی من تا خودم علی را نمیدیدم ارامش پیدا نمیکردم.
چند روز بود که از سیاوش خبر نداشتم و حتی نتوانستم با او در بیمارستان ارتباط برقرار کنم. لااقل از طریق او میتوانستم از حال علی خبر بگیرم. بدین ترتیب ده روز گذشت. ده روزی که هر روزش با امیدواری از خواب بیدار شدم. برای اینکه کسالتم را رفع کنم به حمام رفتم. وقتی در اینه حمام خودم را دیدم یک لحظه از دیدن خودم وحشت
برای خواندن ادامه رمان به ادامه مطلب رجوع کنید    
ادامه مطلب
نویسنده :
موضوع: بخش هفتم , رمان ,
تاریخ انتشار : دوشنبه 01 ارديبهشت 1393 ساعت: 10:33

رمان امانت عشق”قسمت بیست ویکم”
تعداد بازديد : 61

اخر شب که اکثر مهمانها رفته بودند وقتی پدر دست مرا در دست علی گذاشت و از او خواست تا اخر عمر به من وفادار بماند دیگر نتوانستم از ریختن اشکهایم خودداری کنم. پدر سرم را به سینه اش چسباند و گفت: امیدوارم سپید بخت شوی درست مثل اسمت. مادر صورتم را بوسید و برایم ارزوی خوشبختی کرد در چشمان هر دوشان شبنم اشک نشسته بود. سارا ومهناز بدون اینکه سعی کنند مرا دلداری بدهند خود اشک میریختند. وداعی غمگین بود،

برای خواندن ادامه رمان به ادامه مطلب رجوع کنید

ادامه مطلب
نویسنده :
موضوع: بخش هفتم , رمان ,
تاریخ انتشار : شنبه 30 فروردين 1393 ساعت: 17:30

رمان امانت عشق”قسمت بیستم”
تعداد بازديد : 74

در یک لحظه برق خوشحالی را در نگاهش دیدم ولی گذرا بود و زود خاموش شد و به سرعت پشتش را به من کرد و با پوزخند گفت:فهرست عاشق هایت کامل نشده و میخواهی با اضافه کردن نام من ان را تکمیل کنی؟ فراموش کردی من همسر دارم و البته زندگی ام را دوست دارم؟

نمیدانم چه احساسی به من دست داده بود که بدنم شروع به لرزیدن کرد. نمیدانم از عشق بود یا از ترس و با از خشم. احساسم را گم کرده بودم. برایم خیلی سنگین بود که مقابلش التماس کنم ولی برای توجه به غرورم وقت

برای خواندن ادامه رمان به ادامه مطلب رجوع کنید   

ادامه مطلب
نویسنده :
موضوع: بخش هفتم , رمان ,
تاریخ انتشار : شنبه 30 فروردين 1393 ساعت: 10:55

رمان امانت عشق”قسمت نوزدهم”
تعداد بازديد : 66

و هر چقدر پدر و مادر پافشاری کردند تاثیری در تصمیم نداشت .شب عروسی مهناز ،کسی که ان همه دوستش داشتم ، تنها در اتاق خودم گذراندم .میدانستم مهناز در لباس سپید عروسی مثل فرشته ای زیبا میشود .در دل برایش ارزوی خوشبختی کردم . رضا پسر خوب و مهربانی بود و میدانستم قدر این فرشته ی خوب و مهربان ر ا خواهد دانست . این را میدانستم علی دوست صمیمی رضا است و در مراسم او شرکت خواهد کرد . من نمیخواستم با حضورم در فکر علی مورد شماتت یا تمسخر قرار بگیرم.از مادر شنیده بودم که سیاوش به خاطر عروسی مهناز هدیه ای به همراه پیام تبریکی از کانادا فرستاده و با اینکه خیلی دلم میخواست مهناز را ببینم ولی ازرفتن خود داری

برای خواندن ادامه رمان به ادامه مطلب رجوع کنید  

ادامه مطلب
نویسنده :
موضوع: بخش هفتم , رمان ,
تاریخ انتشار : پنجشنبه 28 فروردين 1393 ساعت: 20:12

رمان امانت عشق”قسمت هجدهم”
تعداد بازديد : 71

با بدنی لرزان مدتی انجا ایستادم نمیداستم چکار کنم .سرم را چرخاندم و به پنجره نگاه کردم .ارتفاع ان تا پایین زیاد بود . در این موقع چشمم به تلفن افتاد . به طرف ان رفتم .خوشبختانه دفتر تلفن زیر میز بود به سرعت گوشی را برداشتم ودفتر تلفن را ورق زدم .نمیدانستم به کجا باید زنگ بزنم .تلفن کردن به پدر و مادر بی فایده بود . در این اثنا چشمم به کارت تاکسی تلفنی افتاد . به سرعت شماره تلفن ان را گرفتم . برایم به اندازه یک قرن طول کشید تا کسی از ان سوی سیم گوشی را برداشت و با صدای ارامی گفت :“تاکسی شب تاب بفرمایید.”در حالیکه میلرزیدم

برای خواندن ادامه رمان به ادامه مطلب رجوع کنید 

ادامه مطلب
نویسنده :
موضوع: بخش هفتم , رمان ,
تاریخ انتشار : چهارشنبه 27 فروردين 1393 ساعت: 1:9

رمان امانت عشق”قسمت هفدهم”
تعداد بازديد : 45

بهروز خیلی راحت پول خرج میکرد . البته برای من مهم نبود که چطور پولهایش رادور میریزد ولی از بعضی از کارهایش حرص میخوردم .بعضی کارهایش به قدری افراطی بود که پدر و مادر با دیدن ان با تاسف سرتکان میدادند . ومن این را نمیخواستم و چون خودم او را انتخاب کرده بودم دوست داشتم کارهایش منطقی و از روی فکر باشد . ودست کم تاسف پدر و مادر را به دنبال نداشته باشد .به هرحال کاری بود که خودم کرده بودم و امیدوار بودم بتوانم در اینده بعضی از اخلاقهای او را تغییر بدهم .
برای خواندن ادامه رمان به ادامه مطلب رجوع کنید
ادامه مطلب
نویسنده :
موضوع: بخش هفتم , رمان ,
تاریخ انتشار : سه شنبه 26 فروردين 1393 ساعت: 8:54

رمان امانت عشق”قسمت شانزدهم”
تعداد بازديد : 41

سگ با تیزهوشی نگاهی به من کرد و دمش را تکان داد .حالا دیگر نه سگ برایم اهمیت داشت و نه از بهروز میترسیدم ، در این میان احساس کردم غرورم جریحه دار شده است .او در حالیکه با بی اعتنایی میرفت به عقب برگشت و گفت :”چرا ایستادی ؟ غیر از سگ  اینجا گرگ و خرس هم دارد .

برای خواندن ادامه رمان به ادامه مطلب رجوع کنید  

ادامه مطلب
نویسنده :
موضوع: بخش هفتم , رمان ,
تاریخ انتشار : دوشنبه 25 فروردين 1393 ساعت: 21:50

رمان امانت عشق”قسمت پانزدهم”
تعداد بازديد : 58

او همچنان مرا نگاه میکرد ، نگاهش تاثیر عمیقی بر قلبم گذاشت ولی با یاد آوری اینکه او متعلق به دیگری است با خشم رویم را برگرداندم و او نیز به ساحل رفت .از پشت او را میدیدم که سرا پایش خیس شده بود .من نیز مثل اینکه اتفاقی نیفتاده باشد به طرف مهناز رفتم .مهناز با رنگی پریده هنوز جیغ میکشید .به او گفتم :”جیغ نزن ، من حالم خوب است .”

مهناز فریاد کشید :”تو حالت خوب است ؟”

در حالیکه مثل موش آب کشیده شده بودم گفتم :” می بینی که حالم از تو هم بهتر است .” و به طرف او رفتم و با نارحتی گفتم :”از بس جیغ جیغ کردی حواسم را پرت کردی ، حالا ببین….”

برای خواندن ادامه رمان به ادامه مطلب رجوع کنید 

ادامه مطلب
نویسنده :
موضوع: بخش هفتم , رمان ,
تاریخ انتشار : دوشنبه 25 فروردين 1393 ساعت: 9:57

رمان امانت عشق”قسمت چهاردهم”
تعداد بازديد : 58

حرفهای زیادی بود که دوست داشتم به او بگویم ولی احساس کردم بی اختیار اشکم سرازیر شده و برای اینکه از گریه کردن در مقابل او اظهار ضعف نکنم ، در ماشین را باز کردم و بیرون رفتم  و با تمام قدرتی که در خود سراغ داشتم در ماشین را بهم کوبیدم و در دل آرزو کردم  کاش همان موقع ماشین منفجر شود .از تپه های مشرف به بزرگراه پایین آمدم  و در کنار حاشیه بزرگراه راه افتادم .صدای او را شنیدم که مرا به نام میخواند . آنقدر از او متنفر و خشمگین بودم   که دوست داشتم بر میگشتم و با ناخنهایم تکه تکه اش میکردم . موقعیت خود را نمیدانستم  و حتی نمیدانستم کجای تهران هستم .پس فکر کردم بزرگراه را مستقیم به سمت پایین بروم . ماشین ها با زدن بوق و روشن کردن چراغ از کنارم  رد میشدند .حتی ماشین پژوی سمجی کمی همراه من با قدمهای من حرکت کرد و دست آخر نیز نگه داشت  و جوانی فکر میکنم همسن و سال خودم بود ازآن بیرون آمد و با لحن بچگانه ای گفت :”چقدر ناز میکنی د بیا دیگه.”

برای خواندن ادامه رمان به ادامه مطلب رجوع کنید


ادامه مطلب
نویسنده :
موضوع: بخش هفتم , رمان ,
تاریخ انتشار : یکشنبه 24 فروردين 1393 ساعت: 11:43

رمان امانت عشق”قسمت سیزدهم”
تعداد بازديد : 48

روزهای بلند و خسته کننده تابستان شروع شد . آخر خرداد برای گرفتن کارنامه ام به همراه مادر به مدرسه مراجعه کردم. خانم کریمی و میترا را در مدرسه دیدم. مادر با دیدن خانم کریمی به طرف او رفت . خانم کریمی هم با دیدن مارد با احوالپرسی گرمی مشغول صحبت با او شد. سپس مرا بوسید. من و میترا با بوسیدن یکدیگر کدورت گذشته را فراموش کردیم. هنوز برای گرفتن کارنامه خیلی زود بود. در حالی که هر دو یمان مادرهایمان را به حال خود گذاشیتم در حیاط مدرسه مشغول قدم زدن شدیم.میترا از رفتار خود پوزش خواست و من نیز به او گفتم که از او هیچی ناراحتی ندارم . میترا دلیل ناراحتیش رو به خاطر گوشه گیر شدن و عصبی شدن امیر به خاطر شنیدن خبر

برای خواندن ادامه رمان به ادامه مطلب رجوع کنید 


ادامه مطلب
نویسنده :
موضوع: بخش هفتم , رمان ,
تاریخ انتشار : شنبه 23 فروردين 1393 ساعت: 23:8

رمان امانت عشق”قسمت دوازدهم”
تعداد بازديد : 92

پس از تعطیلات وقتی به مدرسه رفتم احساس کردم رفتار میترا فرق کرده است. دیگر مثل سابق سر قرار نمی ایستاد و حتی در حرف زدن با من کمی سرد شده بود و به هر بهانه ای سعی میکرد از من کناره گیری کند. چند بار خواستم جریان را برایش توضیح بدهم اما هر بار با پیش آمدن حرفی موضوع را عوض می کرد. من هم دیگر اصرار نکردم و سعی کردم با بی تفاوتی رفتارش را ندیده بگیرم تا کمی به خودش بیاید . ولی از اینکه میترا ظرفیت پذیرش این موضوع را نداشت خیلی ناراحت شدم . خیلی دوست داشتم او کمی منصف بود و واقعیت را درک میکرد

برای خواندن ادامه رمان به ادامه مطلب رجوع کنید

رمان امانت عشق”قسمت یازدهم”
تعداد بازديد : 49


به دنبالش حرکت کردم . او کلیدی از اتاقش در آورد و در اتاق سیاوش را باز کرد .دلهره برم داشت. ترسیدم داخل شوم، نمیدانم چرا ولی احساس کردم با این کار به علی خیانت میکنم. با صدای زندایی که میگت:” بیا داخل.” به خود آمدم و با بی میلی داخل اتاق سیاوش شدم .با ورود به اتاق او متوجه دیوار ها شدم .اشعار از حافظ و مولانا را با خطر زیبایی خوشنویسی کرده بود  و آنها را در قابهای زیبایی به دیوار آوبخته بود  . زندایی را دیدم که نزدیک کتابخانه بزرگ او ایستاده بود .به من اشاره کرد که نزدیک شوم. وقتی جلو رفتم کشوی کتابخانه او را که کنار تخت خوابش بود بیرون کشید . من با دیدن عکس های خودم که در مراسم های مختلف گرفته بودم، آه از نهادم بر آمد .

برای خواندن ادامه رمان به ادامه مطلب رجوع کنید

ادامه مطلب
نویسنده :
موضوع: بخش هفتم , رمان ,
تاریخ انتشار : پنجشنبه 21 فروردين 1393 ساعت: 20:33

رمان امانت عشق”قسمت دهم”
تعداد بازديد : 62


به نام همان که عشق را آفرید. سلام …

سلام به فرشته ای که با وجود لطافت چهره اش قلبی به سختی سنگ دارد . خیلی با خود جنگیدم تا بدون نوشته ای ترکت کنم ولی هر چقدر که خوانستم تو را از قلبم برانم در این کار نیز موفق نشدم . سپیده باور کن هر روز به خود مشق میکردم تا فراموشت کنم و دیگر نامی از تو به میان نیاورم ولی این آموخته ها تا شب بیشتر دوام نداشت و شب هنگام احساس بر عقلم غلبه می کرد و یاد نگاهت وجودم را به آتش می کشید . و دلم چون دیوانه ای زنجیر می گسست و سر در پی ات می گذاشت . چه شبهایی که مثل شبگردی آواره در خیابان منزلتان پرسه می زدم و خودم هم

برای خواندن ادامه رمان به ادامه مطلب رجوع کنید


ادامه مطلب
نویسنده :
موضوع: بخش هفتم , رمان ,
تاریخ انتشار : پنجشنبه 21 فروردين 1393 ساعت: 12:21

رمان امانت عشق”قسمت نهم”
تعداد بازديد : 54


روز ها از پی هم میگذشتند و من مساله ی سیاوش را تمام شده تلقی میکردم. در این مدت فقط یکبار که منزل سارا دعوت داشتیم علی را دیدم که خیلی سرحال بود و باز سر شوخی اش باز شده بود و با دایی سعید مسابقه ی تعریف کردن لطیفه گذاشته بود. با اینکه دایی حمید و زندایی سودابه هم آمده بودند ولی سیاوش به بهانه ی کار در جمع حاضر نشد . من میدانستم که نخواسته با من روبه رو شود به هر حال امیدوار بودم با گذشت زمان از علاقه اش نسبت به من کم شود و به مهناز توجه پیدا کند . ماه بهمن به سرعت گذشت و ماه اسفند با تمام لطافت و زیبایی از راه رسید . از همان اول اسفند میشد بوی عید و بهار را استشمام کرد و این ماه برای من مانند روز پنج شنبه بود . کم کم به امتحانات ثلث دوم نزدیک میشدیم و من به شدت مشغول فعالیت درسی بودم . مادر برای اینکه خانه تکانی به دروس من لطمه نزند سعی میکرد کارهای خانه را کم کم انجام دهد و کارهای کلی را روز جمعه با کمک پدر انجام دهد.

برای خواندن ادامه رمان به ادامه مطلب رجوع کنید


ادامه مطلب
نویسنده :
موضوع: بخش هفتم , رمان ,
تاریخ انتشار : پنجشنبه 21 فروردين 1393 ساعت: 11:19

رمان امانت عشق”قسمت هشتم”
تعداد بازديد : 53


سارا با چشمانی که از فرط تعجب گرد شده بود گفت :”چرا؟ مگر خل شده ای! کی از او بهتر…”

چشمانم را بستم .سارا دستم را گرفت و گفت :” سپیده به من راست بگو ، کس دیگری را دوست داری ؟”

چشمانم را باز کردم . اشکی از چشمم فرو چکید ه بود پاک کردم ، خیل دلم میخواست میتوانستم به او بگویم : بله، بله من عاشق برادر تو هستم . عاشق علی …ولی دهانم برای گفتن باز نشد .

سارا همانطور که دستم را گرفته بود ، سرش را پایین انداخته بود .

برای خواندن ادامه رمان به ادامه مطلب رجوع کنید


ادامه مطلب
نویسنده :
موضوع: بخش هفتم , رمان ,
تاریخ انتشار : پنجشنبه 21 فروردين 1393 ساعت: 1:16

رمان امانت عشق”قسمت هفتم”
تعداد بازديد : 56


می دانستم اگر مهناز پسر بود خیلی شبیه علی می شد و از تصور اینکه آن وقت کدامشان را باید انتخاب میکردم ،لبخندی زدم و با تمسخر گفتم:”چقدر خوب میشد .”

مهناز هم با پوشیدن لباسش مرا حیران کرد ، لباسش گیپور مشکی بلندی بود که چاک زیبایی در پشت آن خورده بود و یقه ی بلندی داشت که با موهای مشکی و بلند او هماهنگ بود. با جیغ خفه ای خوشحالی ام را نشان دادم و بوسه محکمی از روی صورتش برداشتم. به سرعت مانتوهایمان را پوشیدیم تا جا نمانیم. با وجود کفش های پاشنه بلندی که به پا داشتیم نمیتوانستیم بدویم تا زودتر خود را به خیابن برسانیم .مادر وقتی من و مهناز را دید ، گفت :”بچه ها بروید سوار ماشین پدر شوید .”

برای خواندن ادامه رمان به ادامه مطلب رجوع کنید


ادامه مطلب
نویسنده :
موضوع: بخش هفتم , رمان ,
تاریخ انتشار : پنجشنبه 21 فروردين 1393 ساعت: 1:14
سورس ربات موزیک جدید و فعال


بهترین و کامل ترین سورس ربات جستجوی موزیک پیشرفته 

برای مشاهده جزییات کلیک کنید

ویوپنل

______________________________________________

اسپیدسین|S p e e d Seen

با سرعت نور به پستات سین بزن☄️

بجای صرف وقت تو رباتای ویوگیر ربات :: اسپیدسین:: رو امتحان کن😍

تو چالشا برنده شو✅

کسب درامد کن✅

فقط کافیه یبار امتحانش کنی❤️

🆔 https://t.me/speedseen_channel

@speedseen_channel

هاست

سابقه پارس وب هاست, مجموعه پارس وب هاست در سال ۱۳۹۱ به منظور فعالیت در زمینه فناوری اطلاعات تاسیس گردید و راه پر فراز و نشیب رشد و پیشرفت در این عرصه را به منظور کسب تجربه و خدمت به پیشرفت تکنولوژی در کشور با همراهی مدیران و متخصصین علوم فناوری اطلاعات و ارتباطات پیموده است .


همواره اهداف مدیران متعهد و همکاران متخصص ما بر شناخت نیازهای مشتریان و ارائه خدمات بهینه مبتنی بر پیشرفته ترین تکنولوژی های روز دنیا به سراسر کشور می باشد.


بالا بردن کیفیت کارهای ارائه شده در چهارچوب استانداردهای حاکم در دنیا، امری نیست که به طور اتفاقی حاصل گردد. دیدگاه بلندمدت در تحقیق، تولید، عرضه و پشتیبانی از جمله نگرش راهبردی ما در کار است، نگرشی که به شهادت آنچه انجام گرفته است برای مجموعه پارس وب هاست تخصص و برای مشتریان آن رضایت را به همراه داشته است .


پارس وب هاست به عنوان بخش خدمات وب شرکت پارس وب هاست در راه اندازی سرویسهای مرتبط با اینترنت به زبان فارسی، ضمن بهره گیری از فن آوری روز و با تکیه بر تجربه و تخصص مدیران خود، مفتخر به ارایه طیف وسیعی از خدمات اینترنتی است و با هدف توسعه این سرویس ها و به روز رسانی علمی آنها با شتاب بالایی به سمت آینده گام بر می دارد.

پارس وب هاست نماینده رسمی شرکتها و سازمانهای معتبر عرضه کننده نام های اینترنتی است و با بهره گیری از تجربه چندین ساله خود در زمینه ثبت دامنه، همه تلاش خود را در جهت حفاظت از هویت اینترنتی مشتریان خود و عرضه خدمات با کیفیت به آنها معطوف کرده است. همچنین پارس وب هاست خدمات هاستینگ خود را در دو پهنه لینوکس و ویندوز ارائه می دهد و صاحب تجربیات ارزشمندی در ارائه خدمات هاستینگ در این دو سیستم عامل می باشد.


میزبانی وب، ثبت دامین و خدمات جانبی آن، از فعالیتهای اصلی پارس وب هاست می باشد که با ارایه خدمات ۲۴ ساعته فنی به چندین هزار وب سایت فارسی به عنوان یک کارنامه موفق، پارس وب هاست را در بین شرکتهای برتر ارایه کننده خدمات میزبانی (هاستینگ) در ایران قرار داده است. میزبانی علمی، پشتیبانی فنی، انتخاب بهترین دیتاسنتر ها با بستر مخابراتی بسیار قوی و بهره گیری از فن آوری روز دنیا در این زمینه، رمز موفقیت شرکت در این فعالیت بوده است. امید است که از تجربه و تخصصمان برای یافتن بهترین نتیجه بهره گیریم.

ليست صفحات
تعداد صفحات : 2