close
تبلیغات در اینترنت
کارو
درخواست فیلم دانلود سریال جدید دانلود فیلم ایرانی دانلود فیلم خارجی
  • ربات رباتساز (دایی رضا)

    ربات رباتساز (دایی رضا)

  • ربات ضداسپم بوم

    ربات ضداسپم بوم

  • دانلود رمان عشق به سبک من

    دانلود رمان عشق به سبک من

  • کارت پستال فراموش

    کارت پستال فراموش

  • داستان عاشقانه پیانو

    داستان عاشقانه پیانو

  • عکس نوشته ی قبل از تو

    عکس نوشته ی قبل از تو

  • کد بلوک درباره نویسنده

    کد بلوک درباره نویسنده

تبلیغات در سایت تبلیغات در سایت

مارو دنبال کنید


تبلیغات


████████████████████████████████

رباتهای رایگان ضد اسپم گروه
کانال ما:

مشاهده امکانات در اپارات:

حتما تو کانال ما عضو بشین

گل سرخ و گل زرد

پست شماره 395

گل سرخی به او دادم

گل زردی به من داد..

برای یک لحظه ی ناتمام، قلبم از طپش افتاد

باتعجب پرسیدم:

مگر از من متنفری؟!

گفت: نه!  باور کن نه!

ولی چون واقعا  تو را  دوست دارم

نمیخواهم  پس از آنکه  کام از من  گرفتی

برای پیدا کردن  گل زرد، زحمتی بخود هموار کنی…

کارو

توضیحات بیشتر / دانلود
پدر آن شب اگر خوش خلوتی پیدا نمی کردی
تو ای مادر اگر شوخ چشمی ها نمی کردی
تو هم ای آتش شهوت شرر بر پا نمی کردی
کنون من هم به دنیا بی نشان بودم
 
پدر آن شب جنایت کرده ای شاید نمی دانی
به دنیایم هدایت کرده ای شاید نمی دانی
از این بایت خیانت کرده ای شاید نمی دانی

من زاده ی شهوت شبی چرکینم
در مذهب عشق ، کافری بی دینم
آثار شب زفاف کامی است پلید
خونی که فسرده در دل خونینم
من اشک سکوت مرده در فریادم
داد ی سر و پاشکسته ، در بی دادم
اینها همه هیچ … ای خدای شب عشق
نام شب عشق را که برد از یادم ؟
 
توضیحات بیشتر / دانلود

برو ای دوست … برو …

پست شماره 398

برو ای دوست برو!

برو ای دختر پالان محبت بر دوش!

دیده بر دیده ی من مفکن و نازت مفروش…

من دگر سیرم… سیر!…

به خدا سیرم از این عشق دوپهلوی تو پست!

تف بر آن دامن پستی که تورا پروردست!

کم بگو ، جاه تو کو؟! مال تو کو برده ی زر!

کهنه رقاصه ی وحشی صفت زنگی خر!

گر طلا نیست مرا ، تخم طلا، مَردم من،

زاده ی رنجم و پرورده ی دامان شرف

آتش سینه ی صدها تن دلسردم من!

دل من چون دل تو، صحنه ی دلقک ها نیست!

دیده ام مسخره ی خنده ی چشمک ها نیست!

دل من مامن صد شور و بسی فریاد است:

ضرباتش جرس قافله ی زنده دلان

تپش طبل ستم کوب، ستم کوفتگان

چکش مغز ز دنیای شرف روفتگان

«تک تک» ساعت، پایان شب بیداد است!

دل من، ای زن بدبخت هوس پرور پست!

شعله ی آتش« شیرین» شکن«فرهاد» است!

حیف از این قلب، از این قبر طرب پرور درد

که به فرمان تو، تسلیم تو جانی کردم،

حیف از آن عمر، که با سوز شراری جان سوز

پایمال هوسی هزره و آنی کردم!

در عوض با من شوریده، چه کردی، نامرد؟

دل به من دادی؟نیست؟

صحبت دل مکن، این لانه ی شهوت، دل نیست!

دل سپردن اگر این است! که این مشکل نیست!

هان! بگیر!این دلت، از سینه فکندیم به در!

ببرش دور … ببر!

ببرش تحفه ز بهر پدرت، گرگ پدر

کارو

توضیحات بیشتر / دانلود

دختر عفت فروش

پست شماره 397


شبی مست رفتم اندر ویرانه ای

ناگهان چشمم بیافتاد اندر خانه ای نرم نرمک پیش رفتم

در کنار پنجره تا که دیدم صحنه ی دیوانه ای

پیرمردی کور و فلج درگوشه ای

مادری مات و پریشان همچنان پروانه ای

پسرک از سوز سرما میزند دندان به هم

دختری مشغول عیش و نوش با بیگانه ای

پس از ان سوگند خوردم مست نروم بر در خانه ای

تا که بینم دختری عفت فروشد بهر نان خانه ای

توضیحات بیشتر / دانلود

عفاف

پست شماره 394

عفاف را

در پیکر عریان و تب گرفته ی دختری

میتوان جستجو کرد که

جسم خویش را

در نهانگاه کوچه

برای تکه نانی

به حراج میگذارد

ونان خویش را

با خواهران کوچکش

تقسیم میکند…

کارو

توضیحات بیشتر / دانلود