close
تبلیغات در اینترنت
شاملو

شاملو

مارو دنبال کنید


تبلیغات

افق روشن
تعداد بازديد : 31

روزی ما دوباره کبوتر هایمان را پیدا خواهیم کرد

و مهربانی دست زیبایی را خواهد گرفت.

روزی که کمترین سرود

بوسه است

و هر انسان

برای هر انسان

برادری است

روزی که دیگر درهای خانه شان را نمی بندند

قفل

افسانه یی ست

وقلب

برای زندگی بس است.

روزی که معنای هر سخن دوست داشتن است

تا تو به خاطر آخرین حرف دنبال سخن نگردی.

روزی که آهنگ هر حرف

زندگی ست

تا من به خاطر آخرین شعر،  رنج جست و جوی قافیه نبرم.

روزی که هر لب ترانه یی ست

تا کمترین سرود،  بوسه باشد.

روزی که  تو بیایی برای همیشه بیایی

و مهربانی با زیبایی یکسان شود.

روزی که ما دوباره برای کبوترهایمان دانه بریزیم…

و من آن روز را انتظار می کشم

حتی روزی که دیگر نباشم…

امیدی نیست!
تعداد بازديد : 17

ما در ظلمت ایم

بدان خاطر که کسی به عشق ما نسوخت

ما تنهائیم

چرا که هرگز کسی ما را به جانب خود نخواند

عشق های معصوم، بی کار و بی انگیزه اند

و دوست داشتن

از سفرهای دراز تهی دست باز میگردد

دیگر

امید درودی نیست..

امید نوازشی نیست…

احمد شاملو

من و تو
تعداد بازديد : 33

من و تو یکی دهانیم

که به همه آوازش

به زیباتر سرودی خواناست

من و تو یکی دیدگانیم

که دنیا را هردم

در منظر خویش

تازه‌ تر می‌سازد

نفرتی

از هر آنچه بازمان دارد

از هر آنچه محصورمان کند

از هر آنچه واداردمان

که به دنبال بنگریم

من و تو یکی شوریم

از هر شعله‌ای برتر

که هیچ گاه شکست را بر ما چیرگی نیست

چرا که از عشق

رویینه تنیم

و پرستویی که در سرپناه ما آشیان کرده است

با آمد شدنی شتابناک

خانه را

از خدایی گمشده

لبریز می‌کند

احمد شاملو

به آرامی آغاز به مردن می‌کنی
تعداد بازديد : 33

به آرامی آغاز به مردن می‌کنی

اگر سفر نکنی

اگر کتابی نخوانی

اگر به اصوات زندگی گوش ندهی

اگر از خودت قدردانی نکنی.

به آرامی آغاز به مردن می کنی

زمانی که خودباوری را در خودت بکشی

وقتی نگذاری دیگران به تو کمک کنند.

به آرامی آغاز به مردن می کنی

اگر برده عادات خود شوی،

اگر همیشه از یک راه تکراری بروی

اگر روزمرگی را تغییر ندهی

اگر رنگهای متفاوت به تن نکنی

یا اگر با افراد ناشناس صحبت نکنی.

تو به آرامی آغاز به مردن میکنی.

اگر از شور و حرارت،

از احساسات سرکش،

و از چیزهایی که چشمانت را به درخشش وا میدارند،

و ضربان قلبت را تندتر می‌کنند،

دوری کنی.

تو به آرامی آغاز به مردن می کنی

اگر هنگامی که با شغلت‌ یا عشقت شاد نیستی، آن را عوض نکنی،

اگر برای مطمئن در نامطمئن خطر نکنی،

اگر ورای رویاها نروی،

اگر به خودت اجازه ندهی،

که حداقل یک بار در تمام زندگیت

ورای مصلحت‌ اندیشی بروی.

امروز زندگی را آغاز کن!

امروز مخاطره کن!

امروز کاری کن!

نگذار که به آرامی بمیری!

شادی را فراموش نکن…

تو را صدا کردم(بمناسبت زادروز احمدشاملو)
تعداد بازديد : 35


در تاریک ترین شبها دلم صدایت کرد

در تاریکی چشمانت را جستم

در تاریکی چشم هایت را یافتم

و شبم پر ستاره شد

تو را صدا کردم

در تاریک ترین شبها دلم صدایت کرد

و تو با طنین صدایم به سوی من آمدی

با دست هایت برای دست هایم آواز خواندی

برای چشم هایم با چشم هایت

برای لب هایم با لب هایت

با تنت برای تنم آواز خواندی

۲۱ آذر ماه، هشتاد و هشتمین زادروز نقاش کلام، احمد شاملو

ای ستاره جاودان آسمان ایران، روشنی بخش راه آزاد مردان

آوا دهنده دلتنگی های زنده داران راه روشنایی

مهربان ترین دوست و بزرگوارترین پدر برای شاگردان

نامت هم چون نام ایران پاینده

همچون دماوند استوار و سرافراز باد

و سروده هایت

برای روح آواره در کویر

چون زلال برخاسته از اعماق آرامش

تنها هدیه ایست که می توان به عنوان پیشکش

به آشنایان و مانوسان تقدیم کرد.

میلادت شاد باش

ای بامدادِ تمام روزهای دلتنگی ما…

احمدشاملو

به تو می اندیشم
تعداد بازديد : 29


به تو دست می سایم و جهان را در می یابم

به تو می اندیشم

و زمان را لمس می کنم

معلق و بی انتها

عریان

می وزم، می بارم، می تابم

آسمان ام

ستارگان و زمین

و گندم عطر آگینی که دانه می بندد

رقصان

در جان سبز خویش

از تو عبور می کنم

چنان که تندری از شب

می درخشم

و فرو می ریزم

ادامه مطلب
نويسنده :
تاريخ انتشار : یکشنبه 17 آذر 1392 ساعت: 20:3