close
تبلیغات در اینترنت
بخش چهارم
صفحه اصلی نقشه سایت خوراک
تبلیغات
تبلیغات شما
محصول پرفروش فروشگاه
Title
عنوان محصول
قیمت : ...
خرید پستی
توضیحات محصول
برای ویرایش این بلوک به قسمت تنظیمات بلوک های دلخواه > بلوک فروشگاه شماره 1 مراجعه کنید.
تبلیغات شما
تبلیغات شما
تبادل لوگو
  • موضوعات
  • بخش اول
  • بخش دوم
  • بخش سوم
  • بخش چهارم
  • بخش پنجم
  • بخش ششم
  • بخش هفتم
  • آمار
    ● آمار مطالب کل مطالب : 649 کل نظرات : 149 ● آمار کاربران افراد آنلاین : 1 تعداد اعضا : 19 ● آمار بازدید بازدید امروز : 236 بازدید دیروز : 57 بازدید کننده ارمزو : 18 بازدید کننده دیروز : 39 گوگل امروز : 4 گوگل دیروز : 7 بازدید هفته : 454 بازدید ماه : 1,132 بازدید سال : 1,132 بازدید کلی : 120,377 ● اطلاعات شما آی پی : 100.24.46.10 مروگر : سیستم عامل :
    آرشیو
    نویسندگان
    لینک های دوستان

    Image
    قیمت
    خرید پستی

    برای ویرایش این بلوک به قسمت تنظیمات بلوک های دلخواه > بلوک فروشگاه شماره 2 مراجعه فرمایید.

    مارو دنبال کنید


    تبلیغات


    ████████████████████████████████

    رباتهای رایگان ضد اسپم گروه
    کانال ما:
    @boomspam

    مشاهده امکانات در اپارات:
    https://www.aparat.com/result/boomspam

    حتما تو کانال ما عضو بشین

    ربات رباتساز (دایی رضا)

    ilove
    4:22
    بازدید : 41

    ربات رباتساز (دایی رضا)

    ربات رباتساز 


    با این ربات میتونید به راحتی و بدون داشتن دانش 


    کدنویسی برای خودتون ربات پیام رسان شخصی داشته باشید


    مناسب برای کسایی که کانال دارن و افرادی که میخوان با وی در ارتباط باشن ریپورت هستن


    برای دریافت لینک به کانال برید


    https://t.me/boomspam

    @boomspam


    ربات ضداسپم بوم

    ilove
    14:9
    بازدید : 45

    ربات ضداسپم بوم



    ربات رایگان

    ربات رایگان ضداسپم گروه های شما

    برای اطلاعات بیشتر به کانال ما مراجعه کنید

    مشاهده امکانات در اپارات

    https://www.aparat.com/result/boomspam

    @boomspam

    تو امروز باید می بودی

    ilove
    22:48
    بازدید : 31

    امروز نه چایم دارچین داشـت​

    نه قهوه ام شکر

    نه اینکه نخواهم

    حوصله اش را نداشتم

    یعنی می دانی..

    امروز نبودم

    نه!

    امروز اصلا نبودم

    من که خیلی وقـت است

    نیستم

    امروز آفتاب بود.. بهار بود…

    راحت بگویمت

    امروز تو باید می بودی

    همه ی روزها به کنار

    تو امروز را عجیب به من

    وبه چشمهای منتظرم

    بدهکاری. . . !​

    خوشبختی

    ilove
    10:32
    بازدید : 27


    هر یک از زنانی

    که زمانی

    بی تفاوت از کنارشان گذشته ای

    تمام دنیای مردی بوده اند…

    همین زن که از اتوبوس پیاده شد،

    با چشمهای معمولی

    و کیفی معمولی تر

    و تو معصومش پنداشتی

    روزی

    جایی

    کسی را آتش زده،

    با همان ساقهای معمولی

    و انگشتهای کشیده …

    شک ندارم

    مردی هست

    که هنوز

    در جایی از جهان

    منتظر است آن زن

    خوشبختی را در همان کیف چرم معمولی

    به خانه اش ببرد..

    رویا شاه حسین زاده

    داستان کوتاه ” از بدخواهت کمک بگیر ! “

    ilove
    16:41
    بازدید : 30


    مرد برنج فروشی بود که به درس های شیوانا بسیار علاقه داشت. اما به خاطر شغلی که داشت مجبور بود روزها در بازار مشغول کار باشد و شب ها نیز نزد خانواده برود. روزی این مرد نزد شیوانا آمد و به او گفت:” در بازار کسی هست که بدخواه من است و اتفاقا مغازه اش درست مقابل مغازه من است. او عطاری داشت اما از روی کینه و دشمنی برنج هم کنار اجناسش می فروشد و دائم حرکات و سکنات من و شاگردان و وضع مغازه ام را زیر نظر دارد و اگر اشتباهی انجام دهیم بلافاصله آن را برای مشتریان خود نقل می کند. از سوی دیگر به خاطر نوع تفکرم اهل آزاردادن و مقابله مثل نیستم و دوست هم ندارم با چنین شخصی درگیر شوم. مرا راهنمایی کنید که چه کنم!؟”شیوانا با لبخند گفت: اینکه آدم بدخواهی با این سماجت و جدیت داشته باشد ، آنقدرها هم بد نیست!! بدخواه تو حتی بیشتر از تو برای بررسی و ارزیابی و تحلیل تو و مغازه ات وقت گذاشته است و وقت می گذارد. تو وقتی در حال خودت هستی او در حال فکر کردن به توست و این یعنی تو هر لحظه می توانی از نتیجه تلاش های او به نفع خودت استفاده کنی.

    بقیه ادامه مطلب

    چه جالب شبیهم شدی عاقبت!

    ilove
    11:36
    بازدید : 33


    شنیدم شبی در دلِ کوچه ها

    به یادم دو ساعت قدم می زنی

    چه جالب شبیهم شدی عاقبت!

    و حرفی که من می زدم می زنی

    به گوشم رسیده تو هم دود را …

    فرو می دهی در ته سینه ات

    عرق می خوری تا نفهمی که ای

    وعُق می زنی روی آیینه ات

    می آیی کنار در خانه ام

    همه قصه را زیر و رو می کنی

    چه جالب شبیهم شدی عاقبت

    و تیزی به دستت فرو می کنی

    شنیدم که از گوشی ات مست ها

    صدای زنی را در آورده اند

    و خط من از جیب تو کشف شد

    عجب ! شعرها پیش تو مانده اند ؟

    همین صحنه در خواب من آمده

    که حل می شوی در لجن های جوب

    چه جالب کسی شکل دیروز تو

    نوشته “صنم عشق من” روی چوب

    هزار آفرین بر دل نازکم

    که بر وضع تو اینچنین راضی است

    چه جالب شبیهت شدم عاقبت

    و فهمیده ام زندگی بازی است!

    صنم میرزا زاده نافع

    ظاهرا معنی برگرد نمی دانی چیست

    ilove
    10:58
    بازدید : 34


    نازپرورده‌ای و درد نمی‌دانی چیست
    گریۀ ممتد یک مرد نمی‌دانی چیست
    روی پوشاندی و پوشاندن این ماه تمام
    آنچه با اهل زمین کرد نمی‌دانی چیست
    در کجا علم سخن یاد گرفتی که هنوز
    ظاهرا معنی «برگرد» نمی‌دانی چیست
    شادمان باش ولی حال مرا هیچ مپرس !
    آنچه غم بر سرم آورد نمی‌دانی چیست
    گفتم از عشق تو دلخون شده‌ام، خندیدی
    نازپرورده‌ای و درد نمی‌دانی چیست

    خبر ز یارنیامد

    ilove
    21:27
    بازدید : 99

    چه گشته است؟ ندانم خبر ز یار نیامد

    درخت عشقـ بریدند و او کنار نیامد

    در انتظار نشستم مگر ز در به در آید

    مرا قرار به سر شد، سر قرار نیامد

    دو دیده دوخته بودم، مدام بر سر راهش

    کسی برای گذر هم، به رهگذار نیامد

    از عشـق بی ثمر خود دگر تورا چه بگویم ؟

    مرا نصیب از عشقـش بغیر خار نیامد

    دلم به او بسپردم که بذر عشق بکارد

    هر آنچه کاشت دریغا، یکی به بار نیامد

    غریب ماندم و تنها، بر آستانه ی کویش

    بوقت رفتنم اما، به رهسپار نیامد

    شکار کرد دلم را ، نهاد بر سر راهی

    برای دیدن صیدش، سر شکار نیامد

    بجز دعا چه بگویم به آنکه برده دلم را؟

    اگرچه وقت مصیبت، مرا به کار نیامد

    چه وعده ها که شنیدم برای فصلِ بهاران

    بهار آمد و اما ؛ به دل ، بهار نیا مد …

    بیژن شکیبی

    متن های کوتاه عاشقانه و احساسی

    ilove
    18:42
    بازدید : 93

    چقدر خوشحــال بود
    شیطــان
    وقتی سیب را چیدم
    گمان می کرد فریب داده است مرا
    نمی دانست
    تو پرسیده بودی
    مرا بیشتر دوست داری . .
    یا ماندن در بهشـــت را؟
    ***
    تو تنهــــا دعـــای قشنــــگ  منــــی
    مبــــادا کســـی از خـــدا
    بـــــی خبــــر بــــرای خـــودش، آرزویــــت کنــــد …

    بقیه در ادامه مطلب

    عکس نوشته شرح فراق

    ilove
    11:41
    بازدید : 45

    عیشم مدام است از لعل دلخواه
    کارم به کام است الحمدلله
    ای بخت سرکش تنگش به بر کش
    گه جام زر کش گه لعل دلخواه
    ما را به رندی افسانه کردند
    پیران جاهل شیخان گمراه
    از دست زاهد کردیم توبه
    و از فعل عابد استغفرالله
    جانا چه گویم شرح فراقت
    چشمی و صد نم جانی و صد آه
    کافر مبیناد این غم که دیده‌ست
    از قامتت سرو از عارضت ماه
    شوق لبت برد از یاد حافظ
    درس شبانه ورد سحرگاه

    دل تکونی از خونه تکونی واجب تره

    ilove
    2:37
    بازدید : 41

    دل تکونی از خونه تکونی واجب ترِه

    دلتو بتکون

    از حرفا

    بغضا

    آدما

    دلتو بتکون از هرچی که تو این یک سال …

    یادش دلتو به درد آورد

    از خاطره هایی که گریه هاش بیشتر از خنده هاش بود

    از نفهمیدنِ اونایی که همیشه فهمیدیشون

    یه نفسِ عمیق بکش

    سلام بده به بهار

    به اتفاقای خوب…

    «من دلمو تکوندم»

    تو هم بتکون…

    سال ٩٣ هم کم کم داره تموم میشه

    یادت باشه زندگی کوتاهه

    صادقانه عاشــق باش

    خالصانه رفتارکن

    و بدون کنترل بخند…

    بعد از تو

    ilove
    0:43
    بازدید : 42

    نازنینم !
    عادت نیست از این فاصله برای تو نوشتن، اجبار است.
    اعترافش هم وحشتناک است
    ولی‌ همین تاریکی‌
    همین سکوت محض
    این درد
    تو را به من نزدیکتر می‌‌کند!
    آدم ها
    با حضور‌های کم رنگشان
    با بودن‌هایی‌ که به بدترین وجه ممکن
    با منطقی‌ که من نمی‌فهمم
    با احساسی‌ که آنها نمی‌‌فهمند
    واقعه‌ی نبودن تو را یادآوری می‌‌کنند!
    بعد از تو
    هیچ چیزِ آدم‌ها
    جز لحظه ی وداع شان
    برای من شور آفرین نیست.

    سکوت گورستان

    ilove
    11:31
    بازدید : 38

    سکوت گورستان را می شنوی؟
    دنیا ارزش دل شکستن را ندارد…
    می رسد روزی که هرگز در دسترس نباشیم
    خاک آنتن نمی دهد که نمی دهد…

    غرور

    ilove
    22:59
    بازدید : 46

    من تو را بیشتر از غرورم دوست داشتم
    و تو، غرورت را بیشتر از من
    حالا اما…
    بگذریم
    نه دیگر چیزی از غرور تو مانده
    نه از دوست داشتن من

    سیگار پشت سیگار

    ilove
    12:6
    بازدید : 42

    شمرده بودم
    سه سیگار تا خانه ی تو راه بود
    حالا دیگر
    کوچه به کوچه
    سیگار پشت سیگار
    می گردم و نمی رسم…

    مممن هم دو دو دوستت دا دادارم وولی…

    ilove
    22:43
    بازدید : 81

    یخود اصرار نکن دخترک شبه پری
    نکن اینقدر تقلا که دلم را ببری
    مادرت دل نگرانت شده از آغوشش -
    اینقدر دور نشو سر به هوای  ددری
    زود برگرد که در سیطره ی شاهین ها
    بلبل لال! نسنجیده نباید بپری
    گفتم از گربه ی  بی چشم و حیا دور شوی
    نه که هر بار تو را دید دلش را ببری
    همه ببرند پر از خط و خطا ساده نشو
    حاصل سادگی امروز شده دربه دری
    دوست دارم به زبان تو بگویم، ساکت !!!
    گوش کن گرچه زدی بازخودت را به کری
    مممن هم دو دو دوستت دا دادارم وولی
    تو تو تو از د درون د دلم بیخبری
    ببلا برده رو روی ممخم راه  نرو
    بببرگرد د دختر چه قدر خیره سری
    ششنیدی گگگفتم ز ز زن دارم و باز
    دو دودوستم داداداری ؟ خخخیلی خخ …
    مجتبی سپید

    تو نمی خواهی عزیزت بشوم، زور که نیست

    ilove
    12:7
    بازدید : 70

    تو نمی خواهی عزیزت بشوم، زور که نیست
    یا نگاهم بکند چشم تو مجبور که نیست
    شده یک روز بیایی به دلم سر بزنی؟
    با تو اَم! خانه ی تنهایی من دور که نیست
    آن که با دسته گلی حرف دلش را می زد
    پر درد است ولی مثل تو مغرور که نیست
    نازنین، عشق که نه، اخم شما قسمت ماست
    عاشقی های تو با این دل رنجور که نیست
    تو مرا دیدی و از دور به بیراهه زدی
    تو نگو نه، دل دیوانه ی من کور که نیست
    خواستم دل بکنم از تو ولی حیف نشد
    لعنتی غیر تو با هیچ کسی جور که نیست
    مشکل اینجاست نگفتی تو به من، می دانم
    تو نمی خواهی عزیزت بشوم، زور که نیست
    زهرا حسینی

    از گهواره تا تابوت

    ilove
    12:21
    بازدید : 68

    در گوشه یی از این جهان، امشب
    یک چشم می گرید برای من
    در گوشه یی دیگر
    یک چشم
    می خندد
    برای تو
    در جایی از باغی
    یک دست با یک میخک سرخ
    در انتظار گیسوان توست
    و در همان باغ
    یک دست دیگر تا بیفشاند
    به گور من
    یاس سفید و زرد
    می چیند
    و هیچ کس از هیچ کس چیزی نمی پرسد
    که این چرا زرد؟
    آن چرا سرخ ؟
    که آن چرا سوگ ؟
    این چرا سور؟
    آن کس که یک صبحانه ی شیرین
    با زندگان خورده است
    چیزی نمی داند
    و آن که یک عصرانه ی میخوش
    با رفتگان دندان زده
    چیزی نخواهد گفت
    شاید حقیقت
    تنها همین باشد
    تنها همین دستی که تابم داده
    از گهواره
    تا
    تابوت
    و یا همین سکه
    که با  دو روی عشق و مرگش
    تا جهان
    باقی است
    روی هوا می چرخد و
    انگار با
    هر چرخ
    به سخره می گیرد
    صد بار
    سیب سرخ اسحق را
    حسین منزوی

    خرابم قهوه چی

    ilove
    17:56
    بازدید : 55

    خرابم قهوه چی! قلیان برایم بار کن لطفاً
    سری اش را پر از سوغاتی خوانسار کن لطفاً
    بخوان آوازخوان! دارد دلم آرام میگیرد…
    بزن تار و همین تصنیف را تکرار کن لطفاً
    شش و هشتی بزن، شادم کن؛ امشب سخت غمگینم
    بخوان! آزادم از این بغض لاکردار کن لطفاً
    غریبم قهوه چی اما گمان کن اهل این شهرم
    به رسم مشتریهای خودت رفتار کن لطفاً!
    بگو تا غربت بعدی، چه مدت راه باید رفت
    اگر دور است قربانت! نگو! انکار کن لطفاً
    مرا امشب اگر رفتم که هیچ، اما اگر ماندم…
    کمی مانده به هنگام اذان، بیدار کن لطفاً
    عجب قلیان خوشکامی! چه آهنگی! خوشم آمد
    بیا مَشتی، یکی دیگر برایم بار کن لطفاً
    مجتبی سپید

    مرا به خانه ام ببر

    ilove
    16:53
    بازدید : 75

    شب آشیان شب زده، چکاوک شکسته پر

    رسیده ام به نا کجا، مرا به خانه ام ببر

    کسی به یادعشق نیست، کسی به فکر ما شدن

    از آن تبار خود شکن تو مانده ای و بغض من

    از این چراغ مردگی از این بر آب سوختن

    از این پرنده کشتن و از این قفس فروختن

    چگونه گریه سر کنم که یار غم گسار نیست

    مرا به خانه ام ببر که شهر، شهر یار نیست

    از این چراغ مردگی از این بر آب سوختن

    از این پرنده کشتن و از این قفس فروختن

    چگونه گریه سر کنم که یار غمگسار نیست

    مرا به خانه ام ببر که شهر،شهر یار نیست

    مرا به خانه ام ببر ستاره دلنواز نیست

    سکوت نعره میزند که شب ترانه ساز نیست

    مرا به خانه ام ببر که عشق در میانه نیست

    مرابه خانه ام ببر اگرچه خانه خانه نیست

    از این چراغ مردگی از این بر آب سوختن

    از این پرنده کشتن و از این قفس فروختن

    چگونه گریه سر کنم که یار غم گسار نیست

    مرا به خانه ام ببر که شهر شهر یار نیست

    ایرج جنتی عطایی

    از کنارم رد شدی بی اعتنا، نشناختی

    ilove
    12:11
    بازدید : 58

    از کنارم رد شدی  بی‌ اعتنا، نشناختی

    چشم در چشمم شدی اما مرا نشناختی

    در تمام خاله‌ بازی‌های عهد کودکی

    همسرت بودم همیشه بی‌ وفا نشناختی؟

    لی‌ له‌ باز کوچه‌ ی مجنون صفت‌ ها فکر کن

    جنب مسجد، خانه‌ ی آجرنما، نشناختی؟

    دختر همسایه! یاد جرزنی هایت به خیر

    این منم تک‌ تاز گرگم‌ برهوا، نشناختی؟

    اسم من آقاست اما سال‌ ها پیش این نبود

    ماه بانو یادت آمد؟ مشتبا! نشناختی؟

    کیست این مرد نگهبانت که چشمش بر من است

    آه! آری تازه فهمیدم چرا نشناختی

    مجتبی سپید

    زن خوب، زنی است که شعر بداند

    ilove
    0:9
    بازدید : 39

    هر صبح
    به زیبایی اندکم در آینه می خندم
    و به این فکر می کنم
    که چگونه می توانی عاشـــقـــم نباشی؟
    خودخواه نیستم، اما
    “باید” باور کنی
    زن خوب، زنی است که شعر بداند
    “زیبایی”
    آنقدرها هم مهم نیست.

    دفترعشق تورابستم نیایی بهتراست!

    ilove
    13:41
    بازدید : 83


    دفتر عــشق تو را بستم نیایی بهتر است

    بی تو من با دیگری هستم نیایی بهتر است

    قفل و زنجیرم شکست و قلب من آزاد شد

    خوب از این بند و بلا رستم نیایی بهتر است

    جام قلبم سالها سرشار از نام تو بود

    جام را مستانه بشکستم نیایی بهتر است

    رفته بودی تشنه ی عشــــقم کنی بیچاره تو!

    با شراب دیگری مستم نیایی بهتر است

    ماه من بودی و اکنون در دلم خورشید اوست

    اونهاده دست در دستم نیایی بهتر است

    برق می زد چشم تو تا در غمت می سوختم

    همچو برق از چشم توجستم نیایی بهتر است

    ای که بر بام تکبّر لانه کردی مثل جغد

    گرچه بالایی و من پستم نیایی بهتر است

    دام در راهم نهادی تا به چنگم آوری

    در کمینت تیر در شستم نیایی بهتر است

    خواه لیلی خواه شیرین یا زلیخا بوده ای

    دفتر عشق تو را بستم نیایی بهتر است

    من نه مجنونم نه فرهادم نه یوسف بوده ام

    من همان فریاد بدمستم نیایی بهتر است

    محمدرضا زارع

    از یاد رفته

    ilove
    13:19
    بازدید : 74

    یاد بگذشته به دل ماند و دریغ

    نیست یاری که مرا یاد کند

    دیده ام خیره به ره ماند و نداد

    نامه ای تا دل من شاد کند

    خود ندانم چه خطایی کردم

    که ز من رشته الفت بگسست

    در دلش جایی اگر بود مرا

    پس چرا دیده ز دیدارم بست؟

    هر کجا مینگرم باز هم اوست

    که به چشمان ترم خیره شده

    درد عشقست که با حسرت و سوز

    بر دل پر شررم چیره شده

    گفتم از دیده چو دورش سازم

    بی گمان زودتر از دل برود

    بقیه از یاد رفته در ادامه مطلب

    تلخ ترین قصه دنیاست

    ilove
    23:52
    بازدید : 84

    تلخ ترین قصه دنیاست:

    صبح تا شب بخندی اما…

    شب تا صبح تنهایی سیگار بکشی

    آرام شده ام مثل درختی در پاییز

    ilove
    1:22
    بازدید : 56

    آرام شده ام

    مثل درختی در پاییز

    وقتی تمام برگ هایش را

    باد برده باشد!

     

     

    “رضا کاظمی”

    وقتی نمی توانی، ناتوان نیستی

    ilove
    1:16
    بازدید : 44

    وقتی نمی توانی، ناتوان نیستی…
    خب گاهی نمی شود…

    هیچ بهاری به زیبایی پاییز نبود

    ilove
    12:40
    بازدید : 42

    بی تعارف
    بعد تو
    هیچ بهاری به زیبایی پاییز نبود

    مست مستم کن

    ilove
    0:9
    بازدید : 907

    مست مستم کن

    خوشم اینقدر خوشم زبون ازش حاصله

    ساقیا کاری کن امشبو یادم نره

    باده از نو بده هنوز حواسم به جاست

    اختیار دلم ساقی به دست شماست

    مست مستم کن جامو ببر بالا بزن به دست ما

    می پرستم کن تو عالم مستی امشب شب یلداست

    می زنم می پشت هم پیمونه پیمونه

    امشبو جا خوش کنم تو کنج میخونه

    بی خیال غصه ها با می خوش و مستم

    انگاری امشب یکی غیر از خودم هستم!

    لبریز کن جام را هم پایه ساقی منم

    باده اگه یاری کنه تا صبح هم می می زنم

    تا صبح هم می می زنم

    برای شادی روح

    ilove
    0:15
    بازدید : 66

    درصبح روزجمعه23آبان93 اسطوره موسيقي پاپ به ديارحق شتافت.
    مرتضي عزيزدر یاد ما در دلمان در تمامی لحظات زندگیمان در تک تک خاطرات شیرینمان که تو برایمان ساختی تا ابد در دلها میمانی دوستت داریم تاابد ...
    تو جاوداني و ما فرياد در قفس شديم و بي نفس...
    درگذشت اسطوره موسیقی ایران مرتضی پاشایی را به همه هموطنان و خانواده خاص تسلیت عرض
    مینماییم
     

    من به اندازه ی یک مجلس ختم، دوستانی دارم!

    ilove
    0:8
    بازدید : 54

    چه رفیقان عزیزی که بدین راه دراز

    بر شکوه سفر آخرتم، افزودند

    اشک در چشم، کبابی خوردند

    قبل نوشیدن چای،

    همه از خوبی من میگفتندس

    ذکر اوصاف مرا،

    که خودم هیچ نمی دانستم.

    نگران بودم من،

    که برادر به غذا میل نداشت

    دست بر سینه دم در ایستاد و غذا هیچ نخورد

    راستی هم که برادر خوب است.

    دست تان درد نکند،

    ختم خوبی که به جا آوردید

    اجرتان پیش خدا

    عکس اعلامیه هم عالی بود،

    کجی روبان هم،

    ایده نابی بود

    متن خوبی که حکایت می کرد

    که من خوب عزیز

    ناگهانی رفتم

    و چه ناکام و نجیب

    دعوت از اهل دلان،

    که بیایند بدان مجلس سوگ

    روح من شاد کنند و تسلی دل اهل حرم

    ذکر چند نام در آن برگه پر سوز و گداز

    که بدانند همه،

    ما چه فامیل عظیمی داریم.

    رخصتی داد حبیب،

    که بیایم آنجا

    آمدم مجلس ترحیم خودم،

    همه را میدیدم

    همه آنهایی،

    که در ایام حیات،

    نمی دیدمشان

    همه آنهایی که نمی دانستم،

    عشق من در دلشان ناپیداست.

    واعظ از من می گفت،

    حس کمیابی بود

    از نجابت هایم،

    وز همه خوبیهام

    و به خانم ها گفت:

    اندکی آهسته

    تا که مجلس بشود سنگین تر

    سینه اش صاف نمود

    و به آواز بخواند:

    ” مرغ باغ ملکوتم نی ام از عالم خاک    چند روزی قفسی ساخته اند از بدنم.”

    راستی این همه اقوام و رفیق

    من خجل از همه شان

    من که یک عمر گمان میکردم تنهایم و نمی دانستم

    من به اندازه یک مجلس ختم،

    دوستانی دارم!

    مرتضی پاشایی درگذشت

    ilove
    16:15
    بازدید : 57

    خواننده‌ی پاپ کشورمان صبح جمعه (۲۳ آبان‌ماه) در بیمارستان «بهمن» تهران دار فانی را وداع گفت.

    به گزارش ایسنا مراسم تشییع پیکر این هنرمند موسیقی یکشنبه (۲۵ آبان‌ماه) از مقابل تالار وحدت به سمت قطعه‌ی هنرمندان بهشت زهرا (س) برگزار می‌شود.

    مرتضی پاشایی متولد سال ۱۳۶۳ بود و از چندی پیش به‌دلیل بیماری سرطان معده در بیمارستان بستری شده بود.

    آلبوم‌های «گل بیتا»، «یکی هست» و «اسمش عشقه» تا کنون از او انتشار یافته است.

    زندیگم دود شد

    ilove
    9:53
    بازدید : 56

    گفتی: تا سیگاری دود کنی برگشتم…
    زندیگم دود شد،
    کجا ماندی؟

    دوست داشتن کسی که معنی دوست داشتن را نفهمد

    ilove
    12:5
    بازدید : 62

    دوست داشتن کسی که

    معنی دوست داشتن را نفهمد

    درست مثل توضیح دادن قانون نسبیت

    برای مادر بزرگت است!

    تو فک میزنی و او بافتنی اش را می بافد…

    “آلبرت انیشتین“

    روزی اگر نبودم

    ilove
    12:1
    بازدید : 94

    روزی اگر نبودم

    یک آرزویم را برآورده کن

    و زیر لب بگو:

    یادش بخیر…

    “سیمین دانشور“

    رد نشو از میان قبرستان، مرده‌ها را تو بی‌قرار نکن

    ilove
    17:10
    بازدید : 92

    رد نشو از میان قبرستان، مرده‌ها را تو بی‌قرار نکن
    چادرت را به روی خاک نکش، روحشان را جریحه‌دار نکن
    از قدم‌های نرم تو بر خاک، تنشان توی قبر می‌لرزد
    دست بر سنگ‌ها نزن بانو! به تب و لرزشان دچار نکن
    عطر تو بوی زندگی دارد، خطر جان گرفتگی دارد
    مرده‌ها خوابشان زمستانی است، زودتر از خدا، بهار نکن
    دلبری را به بید یاد نده، گوشه‌ی زلف را به باد نده
    جان من! جان من به مو بند است قبض روح مرا دوبار نکن
    عینک دودی‌ات پر از معناست، چهره‌ات با خسوف هم زیباست
    پشت آن تاج گل نشو پنهان، ماه من! با گل استتار نکن
    ظرف حلوا به دست می‌آیم، چای و خرما به دست می‌آیم
    روح دیدی مگر که جا خوردی؟ روح من! از خودت فرار نکن
    به خودش هی امید داده کسی، روبروی تو ایستاده کسی
    به سلامش بیا جواب بده، مرد را پیش مرده خوار نکن
    باز کن لب که وقت خیرات است، ذکر شادی روح اموات است
    زندگان هم نگاه‌شان به تو است، شکر و قند احتکار نکن
    در نگاهت غرور می‌بینم اینقدر بد نباش شیرینم !
    سوی فرهاد هم نگاهی کن خسروان را فقط شکار نکن
    دل به چشم تو باختم اما، با غرور تو ساختم اما
    آه مظلوم دردسر دارد سر این یک قلم قمار نکن
    روز من هم شبی به سر برسد، صبح شاید به تو خبر برسد
    «تا توانی دلی بدست آور» اعتمادی به روزگار نکن
    شعرِ بر روی سنگ را دیدی؟ قبر کن با کلنگ را دیدی ؟
    چشم روشن! دو روز دنیا را پیش چشمم بیا و تار نکن

    تونیستی که ببینی

    ilove
    10:24
    بازدید : 90

    تو نیستی که ببینی

    چگونه عطر تو

    در عمق لحظه ها جاری است

    چگونه عکس تو

    در برق شیشه ها پیداست

    چگونه جای تو در جان زندگی سبز است.

    هنوز پنجره باز است

    تو از بلندی ایوان به باغ می نگری

    درخت ها و چمن ها و شمعدانی ها

    به آن ترنم شیرین، به آن تبسم مهر

    به آن نگاه پر از آفتاب می نگرند.

    تمام گنجشکان

    که درنبودن تو

    مرا به باد ملامت گرفته اند

    ترا به نام صدا می کنند

    هنوز نقش ترا از فراز گنبد کاج

    کنار باغچه، زیر درخت‌ها، لب حوض

    درون آینه‌یِ پاک آب می‌ نگرند.

    تو نیستی که ببینی چگونه پیچیده است

    طنینِ شعر نگاه تو در ترانه من

    تو نیستی که بیبنی چگونه می گردد

    نسیم روح تو در باغ بی جوانه یِ من

    چه نیمه شب‌ها کز پاره‌های ابر سپید

    هزار چهره به هر لحظه می کند تصویر

    به چشم هم زدنی

    میان آن همه صورت ترا شناخته ام

    به خواب می ماند

    تنها به خواب می ماند

    چراغ، آینه، دیوار، بی تو غمگینند.

    تو نیستی که ببینی

    چگونه با دیوار

    به مهربانی یک دوست از تو می گویم

    تو نیستی که ببینی چگونه از دیوار

    جواب می شنوم.

    تو نیستی که ببینی چگونه دور از تو

    به روی هر چه در این خانه ست

    غبار سربی اندوه، بال گسترده است.

    تو نیستی که ببینی دل رمیده یِ من

    بجز تو یاد همه چیز را رها کرده است

    غروب های غریب

    در این رواق نیاز

    پرنده ساکت و غمگین

    ستاره بیمار است

    دو چشم خسته یِ من

    در این امید عبث

    دو شمع سوخته جان همیشه بیدار است

    تو نیستی که ببینی…

    فریدون مشیری

    درونم تنهاست

    ilove
    11:34
    بازدید : 48

    اسمت را موج می‌برد
    خودت را کشتی
    موهایت را باد
    و یادت را …
    دفتــر گــم ‌شــده‌ام !
    اسمم را
    سنگی نگه می‌دارد
    خودم را گوری
    و یــادم را …
    مهم نیست …

    درشهرهی قدم زدوعابرزیادشد

    ilove
    17:24
    بازدید : 44

    در شهر هی قدم زد و عابر زیاد شد

    ترس از رقیب بود، که آخِر زیاد شد

    این قدرهام نصف جهان جمعیت نداشت

    با کوچ او به شهر مهاجر زیاد شد

    یک لحظه باد روسری اش را کنار زد

    از آن به بعد بود که شاعر زیاد شد

    هی در لباس کهنه اداهای تازه ریخت

    هی کار شاعران معاصر زیاد شد

    از بس که خوب چهره و عالم پسند بود

    بین زنان شهر سَر و سِر زیاد شد

    گفتند با زبان خوش از شهر ما برو

    ساکِ سفر که بست، مسافر زیاد شد

    محمدحسین ملکیان

    لبخندآرامش

    ilove
    13:51
    بازدید : 44

    ﮐﺴﺎﻧﯽ ﺭﺍ ﻣﯿﺸﻨﺎﺳﻢ
    می گریند
    ﺑﯽ ﺁﻧﮑﻪ ﭼﺸﻤﺎﻧﺸﺎﻥ ﺧﯿﺲ ﺷﻮﻧﺪ
    ﻏﺼﻪ می خوﺭﻧﺪ
    ﺑﯽ ﺁﻧﮑﻪ ﺫﺭﻩ ﺍﯼ ﻏﻢ ﺩﺭ ﻧﮕﺎﻫﺸﺎﻥ ﻧﻤﺎﯾﺎﻥ ﺷﻮﺩ
    ﺧﻨﺪﻩ ﻫﺎﯼِ ﺑﻠﻨﺪِ ﺍﺯ ﺗﻪ ﺩﻝ ﺭﺍ ﻫﻢ ﺍﻣﻮﺧﺘﻨﺪﻩ ﺍﻧﺪ
    ﺍﻣﺎ. . .
    ﺯﯾﺎﺩ ﺑﻪ ﮐﺎﺭﺷﺎﻥ ﻧﻤﯽ ﺁﯾﻨﺪ
    ﻓﻘﻂ …
    ﻓﻘﻂ ﻟﺒﺨﻨﺪ ﻣﯽ ﺯﻧﻨﺪ ﺗﺎ ﺁﺭﺍﻣﺶ ِﮐﺴﯽ ﺑﻬﻢ ﻧﺨﻮﺭﺩ

    کل صفحات : 51 2 3 4 5 صفحه بعد
    تبلیغات
    Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
    ورود به سایت
    نام کاربری :
    رمز عبور :
    رمز عبور را فراموش کردم ؟
    عضویت
    نام کاربری :
    رمز عبور :
    تکرار رمز :
    ایمیل :
    نام اصلی :
    کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
    آخرین مطالب ارسالی سایت
    مطالب محبوب
    کدهای اختصاصی

    با عضویت در کانال تلگرام ما همیشه بروز باشید :)
    برای ورود به کانال کلیک کنید / دانلود تلگرام نسخه ویندوز
    تبلیغات متنی
    محل تبلیغات متنی شما با قیمت ارزان
    YOUR ADS
    تبلیغات متنی
    محل تبلیغات متنی شما با قیمت ارزان
    YOUR ADS
    تبلیغات متنی
    محل تبلیغات متنی شما با قیمت ارزان
    YOUR ADS